بافت قدیم شیراز یا دعوای تمام نشدنی میراث فرهنگی و شهرداری

مطلبی در ایسنای فارس دیدم که در زیر می آورم .عکس از سایت دکتر شهبازی است .





شهردار بافت تاریخی فرهنگی شیراز اعلام کرد : به دنبال سفر اخیر هیأت دولت به استان فارس ، تعدیل قوانین دست و پاگیر بافت تاریخی و فرهنگی شیرازموردبررسی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، محمد فاضل صارمی زاده اظهار داشت : چالش های موجود در بافت قدیم شیراز ، محدودیت هایی را جهت حضور سرمایه گذاران و ساخت و ساز در این منطقه ایجاد کرده است که عدم تطابق میان مقررات روز و خواسته های شهروندان مهم ترین دلیل این امر بوده است.
وی ضمن اشاره به مذاکرات وزارت کشور ، وزارت مسکن و شهرسازی ، سازمان میراث فرهنگی و شهرداری پیرامون قوانین وضع شده در خصوص بافت تاریخی و فرهنگی شیراز که در حاشیه سومین سفر هیأت دولت به شیراز تشکیل شد ، گفت :با وجود هماهنگی های خوب و تعامل بین دستگاه های اجرایی ذیربط ، عدم تقارن و وحدت رویه قوانین موجود در بافت تاریخی – فرهنگی ، رفع مشکلات را با بن بست مواجه می کند. صارمی زاده عدم حضور دائم مالکین اصلی خانه های این بافت و وجود افاغنه را از مهم ترین معضلات منطقه عنوان کرد و افزود : با توجه به وضعیت عرض کوچه ها ، امنیت این منطقه در معرض خطر است که البته رفع مشکلات موجود در این محدوده ، تنها بر عهده شهرداری نیست بلکه نیازمند هماهنگی با سایر سازمان ها و دستگاه ها نیز می باشد.
شهردار بافت تاریخی- فرهنگی شیراز تغییر دیدگاه های بسته و انعطاف ناپذیر را از لازمه های احیا و توسعه بافت قدیم شهرها دانست و تأکید کرد : تعدیل قوانین مرتبط بااین مسأله و در نظر گرفتن تمهیدات و امتیازات ویژه برای مالکین و سرمایه گذاران ، از ضرورت های غیر قابل اجتناب در این زمینه است.



رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری فارس در واکنش به اظهارات شهردار بافت تاریخی فرهنگی شیراز مبنی بر تعدیل قوانین دست و پا گیر این منطقه اظهار داشت: تا الآن دستورالعمل جدیدی برای تغییر قوانین مربوط به بافت تاریخی شیراز به ما ابلاغ نشده است.
« محمدرضا بذرگر » با قرائت این شعر که هر کسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من به خبرنگار بخش میراث فرهنگی و گردشگری ایسنا گفت: نکته واقعی این است که در حال حاضر قوانین و مقرراتی بر بافت تاریخی مترتب است و تاکنون دستورالعمل جدیدی به ما ابلاغ نشده که عنوان کنیم این قوانین تعدیل می شود.
وی یادآور شد: قوانین موجود که از گذشته هم بوده، به منظور حفظ آثار تاریخی و هویت میراث گرانبهای بافت قدیم شیراز وضع شده، و گرنه هدف ما در سازمان میراث فرهنگی سخت کردن کارها نیست و همیشه در جهت تسهیل امور تلاش کرده ایم.
دکتر بذرگر متذکر شد: قوانین حاکم بر بافت قدیم شیراز در جهت بازسازی، نوسازی، احیاء و مرمت تعیین شده و مشخص است و اگر نیاز به قوانین جدیدی باشد، وظیفه مجلس شورای اسلامی است که این قوانین را وضع و به دستگاه های اجرایی اعلام کند.
وی در پایان تأکید کرد: هرگونه نظارت بر قوانین و مقررات مترتب بر آثار تاریخی و مجموعه بافت قدیم شیراز بر عهده سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان است.
به گزارش ایسنا روز گذشته شهردار بافت تاریخی فرهنگی شیراز از تعدیل قوانین این منطقه خبر داد و مدعی شد با وجود هماهنگی های خوب و تعامل بین دستگاه های اجرایی قوانین موجود تعدیل شده است.
صارمی زاده قوانین یادشده را باعث ایجاد محدودیت برای حضور سرمایه گذاران در منطقه تاریخی شیراز دانسته بود.

 

منشور کوروش عامل قطع روابط فرهنگی ایران و انگلیس ؟!






خبرگزاری فارس: معاون رئیس جمهور و

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور
گفت: در صورت تعلل انگلیسی‌ها در آوردن
منشور کوروش جهت برپایی نمایشگاه تاریخی
احتمال قطع تمام روابط فرهنگی دو کشور جدی
است.

حمید بقایی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار
فارس در خرمشهر اظهار داشت: در حال حاضر 28
هزار اثر تاریخی در کشور وجود دارد که اگر
هر اثر به طور متوسط 100 میلیون تومان هزینه
نگهداری داشته باشد، میزان هزینه‌های
محافظت از آثار تاریخی و فرهنگی کشور به 2
هزار و 800 میلیارد تومان می‌رسد و این عدد
سنگینی است.
وی افزود: با وجود این میزان هزینه‌ها
بودجه میراث فرهنگی در سال 40 میلیارد ریال
است که با هزینه‌ها همخوانی ندارد.
بقایی تصریح کرد: وظیفه میراث فرهنگی تنها
ثبت و محافظت از بناهای تاریخی است و
وظیفه‌ای در زمینه خریداری بناهای تاریخی
ندارد.
وی در ادامه با اشاره به روند بازگردادن
منشور کوروش به کشور گفت: انگلیسی‌ها ادعا
می‌کنند که قطعات جدید کتیبه پیدا شده و
این قطعات با منشور دیگری است و می‌خواهند
به همراه این منشور به ایران بفرستند.
وی اضافه کرد: در حال حاضر داریم با آنها
مذاکره می‌کنیم و در صورتی که با مشکل
برنخوریم و به وعده‌ای که داده‌اند عمل
کنند این موضوع در آینده‌ای نزدیک محقق
می‌شود.
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث
فرهنگی و گردشگری کشور خاطرنشان کرد:
انگلیس‌ها باید بدانند اگر به وعده و قول
و قرارهایی که دادند عمل نکنند روابط
فرهنگی خود را با آنها به شکل جدی قطع
خواهیم کرد.
بقایی اظهار داشت: ما به انگلیسی‌ها
اولتیماتوم داده‌ایم و زمانی را نیز برای
این موضوع مشخص کرده‌ایم که اگر این موضوع
رعایت نشود قطعاً با پاسخ جدی ما مواجه
خواهند شد.
وی افزود: در حال حاضر در بخش‌هایی که
باستان‌شناسان و حتی دانشگاهیان انگلیس
با ما کار مشترک فرهنگی در زمینه تاریخی
داریم و آنها نیاز به سرویس‌های سازمان
میراث فرهنگی کشورمان دارند و در حال حاضر
با آنها مذاکره و برای فرستادن کتیبه زمان
می‌گذرد.
معاون رئیس جمهور اضافه کرد: با توجه به
وقتی که به آنها اعلام کرده بودیم اگر به
آن عمل نکنند علاوه بر قطع روابط فرهنگی با
آنها به دنیا اعلام خواهیم کرد با موزه
بریتانیا همکاری فرهنگی نکنند چون این
مرکز ظاهراً علمی ـ پژوهشی در رفتار خود
کاملاً سیاسی رفتار می‌کند و به تعهدات
خود پای‌بند نیست.
بقایی آخرین مهلت داده شده به کشور انگلیس
برای بازگرداندن منشور کوروش 16 ژانویه
مصادف با 26 دی ماه عنوان کرد و اظهار داشت:
امیدواریم موزه بریتانیا تهدید ایران را
در این زمینه جدی بگیرد.

مصاحبه مدیر وبلاگ زووان ( زبان ) سیوندی با روزنامه خبر جنوب

                                 




                              


آقای خرم ( مدیر وبلاگ زبان سیوندی ) که چندی پیش در جلسه هفتگی انجمن دوستداران میراث فرهنگی فارس  درباره سیوند سخنرانی کردند مطلبی در وبلاگ شان منتشر کرده اند که در زیر می آورم.        

 

    حدود هفت ماه پیش بنده دیداری با اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی داشتم و بنا به دعوت آقای محمدجواد کاظمی سیوندی در مورد زبان سیوندی سخنرانی کردم (که در آینده نزدیک ان شاالله متن سخنرانی را در وبلاگ می آورم) که باعث استقبال خوب اعضای فرهیخته این انجمن گشت در این انجمن  آقای محترمی بنام براتی از من خواست تا بنا بر آشناییش با خبرنگار بخش ایرانگردی روزنامه خبرجنوب تا در مصاحبه ای با این روزنامه شرکت کنم.

چند روز بعد خبرنگار روزنامه حدود ساعت یازده و نیم به من زنگ زد و از من برای مصاحبه دعوت کرد در آن روز من در دانشگاه بودم که دعوت ایشان را پذیرفتم و  همان روز حدود ساعت سه و نیم در دفتر روزنامه حاضر شدم و نخست چندین صفحه در مورد زبان سیوندی همراه که همان روز از وبلاگ پرینت گرفته بودم و عکس های بسیاری از سیوند که در فلشم بود را در اختیار ایشان دادم سپس به مصاحبه پرداختیم خبرنگار روزنامه با استقبال فراوان قرار شد با تنظیم متن مصاحبه چند روز بعد به من زنگ بزند و متن را ابتدا برای من بخواند سپس برای چاپ بفرستد چند روز گذشت خبری نشد من دوبار زنگ زدم و از گزارش جویا شدم و خانم خبرنگار قول داد که تا چند روز آینده متن آماده شود اما متاسفانه هیچ گاه این اتفاق نیفتاد که پس از آن مسایل انتخابات پیش آمد و من دیگر به دنبال چاپ مصاحبه نرفتم هدف من تنها معرفی زبان و فرهنگ سیوندی بود اما تا امروز هیچ خبری از خان خبرنگار که خانم ج نام داشت نشد که اکنون متن مصاحبه اینجانب با روزنامه خبر جنوب را در زیر آورده ام ان شالله که در نگهداری بخش کهنی از ایران موفق شده باشیم.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:لطفا آقای خرم ابتدا خودتان را معرفی و توضیحی کوتاه در مورد زبان سیوندی بدهید.

بسم الله الرحمن الرحیم

زبان سیوندی زبان مردم سیوند و ادامه زبان مادی است که قدمت آن به چند هزارسال پیش از زبان فارسی می رسد  زبان سیوندی از چندین جنبه دارای برتری و امتیاز می باشد که در ادمه توضیح خواهم داد.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:از وبلاگتون بگید و چی شد که به فکر تاسیس  چنین وبلاگی افتادید؟

من از سالها پیش فقدان چنین چیزی را احساس می کردم اما قضیه به حدود یک سال پیش یعنی خرداد87 برمی گردد یعنی پس از آنکه مقاله ای بنام "زبان سیوندی زبان بازماندگان ایران باستان" در مورد زبان سیوندی در مجله دانشجویی بنام کیمیا  که خودم مدیرمسئول و صاحب امتیازش بودم که پس از چاپ مقاله  آنرا در وبلاگی جداگانه به همین نامی که اکنون می شناسید آوردم که پس از یکی دو ماه در پی تخریبهای کوچه باغهای تاریخی سیوند و ورود غریبه ها به آن و خرید باغ و پس از آن ویرانی دیوارهای باستانی مقاله ای با عنوان "کوچه باغهای 3000ساله  سیوند رو به ویرانی" نوشتم پس از آن در شهریور87 بنا به درخواست یکی از کردزبانان عزیز که از ارومیه وبلاگ را دیده بود و از من چندین واژه خواسته بود تا سیوندی آنان را برایش بنویسم که نوشتن واژه ها موجب ادامه کار وبلاگ تا بدین جا شد.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:خب آقای خرم آیا شما با توجه به رشته دانشگاهی تان به نوشتن در زمینه زبانشناسی پرداختید؟

خیر رشته دانشگاهی من مهندسی پتروشیمی است اما خودم پیشتر درمورد زبان شناسی مطالعاتی داشتم و انگیزه من نگرانی از تخریب تمدن یک قوم چندهزار ساله بود تا دغدغه تحصیلی و پایان نامه و ...

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:آقای خرم از زبان سیوندی بگوید و ویژگی هایی که به قول خودتان آنرا متمایز می کند؟

ویژگی های زیادی است که به زبان سیوندی ارزش و تمایز می دهد حفظ واژگان کهن از زبانهای ایران باستان،صرف و نحو منسجم و آمیخته با تجزیه و تحلیل و ترکیب،عدم رهیافت واژگان بیگانه به آن،واژه سازی روان و پرکاربرد،تمایز زبان سیوندی از زبان مردمان اطراف سیوند،دایره واژگان غنی و همچنین تنها زبان بازمانده از دوران ماد در جنوب ایران را می توان ویژگی های برتری سیوندی نامید.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب: آیا تاکنون  کسی بر روی زبان سیوندی کار کرده است؟

بله کاوش و پژوهش بر روی زبان سیوندی به سالها پیش بر می گردد شاید نوشته های آندریاس در سال 1878م نخسین آثار گردآوری شده باشد پس از آن زبانشناسان مشهوری چون کریستن سن، ژوکوفسکی، هوار، میرزا حسین تهرانی، گایگر، مان، هدنک، رماسکویچ، مور گشترینه، لکوک،آیلرز و در همین سالهای اخیر ماچانووا بر روی زبان سیوندی کاوشهای بسیار و زحمات فراوان  کشیده اند که در مورد کاوشها و همچنین کتابهای نگاشته شده  آنها در مورد زبان  سیوندی می توانید به وبلاگ مراجعه کنید.که متاسفانه این کتابها به فارسی ترجمه نشده است و در مورد زبان سیوندی اثر درست و حسابی به زبان فارسی وجود ندارد.

 

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:شما در آغاز به نگرانی در مورد سیوند و زبان سیوندی اشاره کردید می شود واضح تر بگویید این نگرانی چیست؟

بله،من نگران تاراج و غارت سیوند و سیوندی هستم  دست هایی در کار است که می خواهد قوم متمدن و چندهزارساله سیوند را بی تمدن کند و این میراث بازمانده از گذشتگان سیوندی را به یغما برد که این بسیار واضح و مشهود است.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:لطفا واضح تر بگویید منظورتان چیست؟

منظور من کاملا مشخص است افرادی که خود هیچ اصالتی ندارند در اثر حسادت می خواهند سیوند را هم بی اصالت و هویت کنند.برای نمونه می خواهند در اذهان عمومی سیوندیان را مردمی بد جلوه دهند یا نمونه این دشمنی ها را می توان در اختصاص اعتبار از سوی مسئولین استان فارس،شهرستان مرودشت و بخش سیدون اشاره کرد مثلا برای انتقال آب از سد سیوند به ارسنجان میلیارد ها تومان هزینه می شود اما یک هزارم این اعتبارات به سیوند اختصاص داده نمی شود اکنون کوچکترین و دورافتاده ترین روستاهای ایران از گاز بهره مندند اما هنوز مردم سیوند با توجه به فاصله اندک تا خط لوله گاز از گاز بی بهره اند که این مهاجرت سیوندیان و تخریب زبان و فرهنگ سیوند را در پی دارد و مسایل این چنینی دیگر که در ادامه اشاره می کنم.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:بهتر است به زبان سیوندی برگردیم آقای خرم شما مهمترین عوامل نابودی سیوندی را چه می دانید؟

پرسش خوبی بود،بطور کلی می توان عوامل تخریب زبان سیوندی را به دو دسته تقسیم کرد یکی عوامل درونی و دیگری عوامل بیرونی، خب عوامل درونی به خود سیوندیان باز می گردد که مهمترین آنها وصلت سیوندیان با غریبه هاست که نسلهای بوجود آمده از این ازدواجها سیوندی را کنار گذاشته اند عوامل دیگری هم هست مانند مهاجرت به شهرهای بزرگ و....عوامل بیرونی به غیر سیوندیان به مسئولین بر می گردد که مهمترین آن بی توجی مسئولین است برای نمونه شما در شبکه فارس چند ثانیه در مورد زبان سیوندی دیده اید  چند برنامه برای معرفی زبان و فرهنگ سیوندی از سوی میراث فرهنگی استان یا شهرستان مرودشت دیده اید؟ من شخصا بیش از 400 عکس از مجموع بیش از 22000عکس  از مناطق تاریخی و طبیعی سیوند که گرفته ام به گزین کرده و  همراه با بیش از ده مقاله در مورد زبان سیوند و آثار تاریخی سیوند به شبکه فارس داده ام و بارها اعلام داشته ام که حاضرم در تهیه چندین گزارش در مورد سیوند همکاری کنم اما هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ام که بی توجهی مراکز فرهنگی مربوطه مهمترین عامل بیرونی است از دیگر عوامل بیرونی می توان به عدم هماهنگی برای صدور مجوز تدریس زبان سیوندی در دبستان های سیوند ،ساکن شدن غریبه ها در سیوند ،تهاجم فرهنگ بیگانه و تحقیر زبانها و گویشهای بومی از سوی رسانه ها .... اشاره کرد.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:استقبال از وبلاگ شما چطور است؟

خدا را شکر آمار بازدید از وبلاگ بد نیست اما متاسفانه نظرها و پیشنهادهای داده شده اندک است در حالی که نظرات و انتقادات خوانندگان بسیار می تواند در بهبود وبلاگ گره گشا باشد.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:به جز زبان چه چیز دیگری به سیوند برتری می دهد؟

یک زبان مجزا دارای واژگان،ضرب المثل و فرهنگ عامه،دستورزبان،افسانه و داستان و ادبیات مختص بخود است که هر کدام جداگانه جای بحث و کاوش های بسیار دارد در ضمن علاوه بر زبان عزاداری مردم سیوند در محرم بویژه علم سیوندی همچنین فرهنگ غنی و اعتقادات مختص سیوندیان جز عوامل برتری بخش به سیوند است سیوند از نگاه باستانی هم جایگاهی برتر و بلند دارد گورستان پس از اسلام سیوند یا همان امامزاده عقیل علیه السلام سیوندکه نشان از اوج قدرت و هنر سیوندیان دارد یا کوچه باغهای سنتی و تاریخی سیوند که هنوز وجهه باستانی خود را از چندهزارسال پیش تاکنون حفظ کرده است اشاره کرد و دیگر آثار تاریخی سیوند.

سیوند از دید طبیعی هم ویژگی های زیادی دارد آب و هوای خوب سیوند ،کوههای پرآب و نگلی سیوند،رود سیوند و باغها و جنگلهای سیوند دو امامزاده در سیوند نیز از عوامل تمایز سیوند می باشد

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:می شود در مورد علم سیوندی توضیح دهید؟

علم سیوندی از بهترین و زیباترین آیینهای عاشورایی و مذهبی ایران است که لزوم ثبت در میراث معنوی ایران بسیار مشهود است.آنچه مشهود است این علم ازان سیوند است و ریشه در آداب زرتشتی و ایران باستان دارد و مختص سیوند است اگرچه در سالهای اخیر در روستاهای اطراف سیوند هم دیده می شود اما اصالتا ازان سیوند است به همین جهت علمی که در سیوند ساخته می شود بزرگتر کاملتر و زیباتر از علم های اطراف سیوند است که برای دیدن عکس های آن و توضیحاتش به وبلاگ مراجعه کنید

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:می شود آثار باستانی سیوند را نام ببرید؟

محل استخراج سنگهای تخت جمشید و پاسارگاد،کتیبه پهلوی تنگ فشک سیوند،غار سیوند، کوچه باغهای تاریخی سیوند،خرفت خانه سیوند(گورستان پیش از اسلام سیوند)،پل گچی سیوند ، بندسنگی سیوند، حوض و آسیاب گریز از مرکز سیوند،راه دختربر سیوند از آثار پیش از اسلام سیوند

و گورستان پس از اسلام سیوند تا صفویه (امامزاده عقیل علیه السلام)،کاروانسرای شاه عباسی سیوند،سیوند خرابه،دهکانه سیوند،گورستان افشاریه و زندیه سیوند(قنبرقنبرو) و... را می توان از آثار پس از اسلام سیوند نام برد.

 

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:آیا سیوند صنایع دستی مجزایی دارد اگر دارد به آنها اشاره می کنید؟

آری مگر می شود قومی به این متمدنی هنری از خود نداشته باشد،"کیٍلیءل داءن"سازی،"گیٍر,"بافی،سجاده بافی با پشم شتر،"جَفَن" و "آءسَک"سازی و....که برای آشنایی از آنها به وبلاگ مراجعه کنید.

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:از آثار طبیعی سیوند و گردشگاههای سیوند هم بگویید؟

سیوند از نعمتهای پروردگار چیزهای بسیاری بدست آورده است،منطقه جنگلی و بکر ویژه گردشگری تنگ فشک سیوند با چشمه سارها و آبشارهای فراوان،اشکفتگا،پارک جنگلی سرچشمه سیوند،رود سیوند،آبشار آقل کمر سیوند و آبشار اوبرو سیوند ،امامزاده سلطان کرم علیه السلام سیوند ،امامزاده ابراهیم علیه السلام سیوند و....

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:در پایان سخنی ندارید که بگویید؟

در پایان از آقای کاظمی و آقای براتی همچنین همه اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی فارس که این گفتگو را فراهم کردند و از شما و از روزنامه خبر تشکر می کنم

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:پیامی برای سیوندی زبانان ندارید؟

من از همه سیوندی زبانان می خواهم که زبان سیوندی را پاس بدارند و زبان سیوندی را ریشه خود بدانند و به وبلاگ خودشان بیایند و با نظر و پیشنهاد و انتقاد و همچنین شرکت در نظرسنجی ها به خودشان کمک کنید .

خبرنگار روزنامه خبرجنوب:در پایان می توان یک بار دیگر وبلاگتان را معرفی کنید؟

بله www.sivandi.blogfa.com

خبرنگار روزنامه خبرجنوب: از اینکه وقتتان را به من دادید تشکر می کنم

خواهش می کنم

نگاهی به آلبوم لالایی‌های سیما بینا

                          





                        



مطلبی در یکی از سایتها دیدم که شاید در نگاه اول ارتباطی با استان فارس نداشته باشد ولی به واسطه اهمیت موضوع و نیز قدردانی از تلاشهای گرانسنگ هنرمند پژوهشگر سرکار خانم سیما بینا لازم دیدم در وبلاگ بیاید .

سیما بینا، خواننده ایرانی، به تازگی کتابی به همراه چهار سی دی به نام "لالایی های ایران" منتشر کرده است.

این خواننده که یک دوره پنجاه ساله فعالیت هنری در ارائه ترانه های محلی ایران با سبک و سیاقی که مخصوص خود اوست در کارنامه خود دارد، در دهه های گذشته در شهر و روستا به جستجوی لالایی ها رفته و آنها را ضبط و ثبت کرده است.

خانم بینا پس از بازخوانی این نغمه های طبیعی گنجینه بزرگی از نغمه های "مهر مادر" منتشر کرده است.

مجموعه لالایی های ایران شامل چهل ترانه از مجموعه بزرگی است که سیما بینا طی پژوهش هایش جمع آوری، از نو تنظیم و بازخوانی کرده است.

این آهنگهای از دل طبیعت بر خاسته به لهجه های گوناگون موجود در ایران مانند کردی، ترکی، ترکمنی و گیلکی و همچنین لهجه های ناحیه های مرکزی و جنوبی ایران و لهجه تهرانی خوانده شده اند.

سیما بینا می گوید که اولین لالایی ها را از مادر خود فرا گرفت و بعد با استفاده از هر امکانی به ضبط نغمه های دیگر مادران پرداخت.

"در هرجایی همین کار را می کردم. مثلا لالایی ها را ازیک مادر و یک شخص نمی توانستم بیابم. گاهی باید در کتابها می گشتم و از افراد مختلف می پرسیدم تا یک لالایی نسبتا کامل بد ست می آمد، اما لالایی ها پایان نداشت. چون هر مادری به سلیقه خاص خودش لالایی می خواند. انواع آن قدر زیاد است که می شود در مورد لالایی های هرشهری یک کتاب تهیه کرد. لالایی ها هیچ آهنگ ثابتی ندارند. معمولا در هر منطقه هرچه به ذهن می آید می خوانند."

در کنار متن لالایی ها که در کتاب "لالایی های ایران" منتشر شده، آهنگ های آنها هم در دفتری جداگانه نت نویسی و به کتاب پیوست شده است.

آذین بخش همه این ها، نقاشی هایی است که سیما بینا در طول تحقیقات خود در مورد رابطه مادر و فرزند کشیده است. او که فارغ التحصیل رشته نقاشی است معتقد است که در تخیل او همیشه بین صوت و تصویر رابطه ای ناگسستنی وجود داشته است. برای همین است که در این کتاب هر دو هنر او به موازات هم ارائه شده است.

سیما بینا از معدود خوانندگان معاصر است که زندگی حرفه ای خود را صرف پژوهش و ارائه موسیقی محلی کرده و در طول پژوهش هایش دریافته که "چه بسا آهنگ های محلی مناطق مختلف ریشه در لالایی های آن منطقه داشته باشند"

ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی تنوع زیادی دارد. این تنوع نه تنها موجب گویش زبانها و لهجه های گوناگون می شود، بلکه در فرهنگ هر ناحیه هم تاثیر دارد که این نیز خود را در موسیقی آن خطه نشان می دهد.

بنا به یافته های سیما بینا این گونه گونی فرهنگی خود را در نغمه های لالایی ها هم نشان می دهد.

او می گوید: "شما می بیند ریتم موسیقی، کلام، نوع صدا سازی و تحریرسازی، مقام ها و فراز و فرودها در لالایی های نواحی مختلف عوض می شود و کاملا تفاوت دارد. این مربوط به آب و هواست. اگر کویری است تفکر، رفتار و موسیقی و ریتم آنها فرق می کند. در بین کسانی که زندگی کوهستانی دارند یا مرزنشین هایی که عشایرهستند لالایی جنبه حماسی پیدا می کند. وقتی مادر با بچه خود خلوت می کند شاید لالایی ها ی او تنها مربوط به بچه نیست، درد و دل اوهم هست. در عین حال مادر آهنگی را می خواند که برایش مانوس است وچه بسا از نغمه هایی است که در موسیقی منطقه خوانده می شود."

او می افزاید: "خیلی وقت ها در مناطق کوهستانی مثل کردستان بچه را به شکار و اسب سواری تشویق می کنند که پهلوان و قوی بشود: من می خوام سوار اسب بشی، آهو شکار کنی...در یک جایی دیدم می خواندند: بغداد مثل یک لیمو در دست توست یعنی قدرت داری. اما در مناطق کویری که سرسبزنیست و مردم آرام تر هستند تشبیه به گل و گیاه در لالایی ها دیده می شود که برای آنها مهم هست. اما پیام و کلام لالایی ها همان دعا و ثنا و مهری است که مادر به بچه اش دارد".

لالایی ها در عین حال که بیان حس مادرانه را در خود دارند و اعتماد و اطمینان و تنها نبودن را به کودک منتقل می کنند تا احساس امنیت کرده به خواب رود، از نظر موسیقی هم دارای اهمیت هستند.

سیما بینا جنبه های موسیقایی این نوا ها را هم در چهارچوب دستگاه های موسیقی ایرانی مورد بررسی قرار داده است.

او در این باره می گوید: "مناطق مختلف در ایران موسیقی های مختلفی ارائه می کنند که نکته جالبی بود که برخوردم و دیدم که لالایی ها اکثرا در دشتی و دشتستانی و دستگاه شور زمزمه می شوند. برای اینکه یک مادر معمولا موزیسین و آهنگساز نیست اما وقتی نغمه ای را زمزمه می کند، موسیقی آن در دشتی و دشتستانی است. به این ترتیب برای من ثابت می شود که دستگاه شور مادرموسیقی ایرانی است."

سیما بینا نه فقط در دهه های گذشته در جمع آوری لالایی ها یکه و تنها بوده، بلکه حتی موفق به انتشار سی دی آنها در سرزمینی نشده است که هم خود و هم ترانه هایش به آن تعلق داشته اند؛ چرا که در ایران انتشار صدای زن همچنان ممنوع است، حتی اگر لالایی بخواند.

به این ترتیب کتاب و سی دی لالایی های ایران امروز در داخل کشور بطور رسمی پخش نمی شود و بیشتر جنبه آرشیوی و پژوهشی پیدا کرده است.

به نظر مولف کتاب اگر این مجموعه، آنطور که او در آغاز در نظر داشت، بصورت سی دی در ایران منتشر می شد، می توانست توسط مادران ایرانی به جای لالایی برای فرزندانشان مورد استفاده قرار گیرد. در آن صورت شاید لالایی ها رنگ و بوی غمگین خود را از دست می داد و اجرایش با تنظیمی نو شادتر می شد.

با این وجود ترانه های جمع آوری و اجرا شده لالایی ها یک پژوهش عظیم فرهنگی است که می تواند در آینده توسط پژوهشگران موسیقی و مردم شناسان مورد استفاده قرار گیرد و همزمان این نغمه های مردمی را ماندگار کند.

سیما بینا کار خود را از نوجوانی در برنامه کودک رادیو ایران شروع کرد. لالایی هایی که او امروز جمع آوری کرده است، نغمه هایی هستند که مادران ایرانی به زبانهای مختلف و در شرایط اقلیمی مختلف به زبان آورده اند تا کودکان خود را بخواب فرو برند.

اما لالایی هایی که سیما بینا تنظیم و ارائه می کند آواهایی هستند که مهر "مادر موسیقی محلی ایران" را به دیگر مادران ایرانی ابراز می کند.

اگر لالایی های مادران معمولا برای خواب کردن فرزندانشان است، لالایی های سیما بینا که خود سی سال است در ایران کنسرت رسمی نداشته شاید برای بیدار کردن و ماندگار کردن مادرانی است که ارزش کار موسیقایی آنها یا کمتر شناخته شده یا اصلا شناخته نشده است.

هدف چیست؟

 

 

از کجا باید شروع کنم؟ به این نتیجه رسیدم که فعلا خبرها و مطالب جالبی که در سایت های مختلف

درباره استان فارس می بینم را در وبلاگ بیاورم و در عین حال با مرتب کردن پژوهش ها و نوشته ها و

مطالب فراوانی که در طول این چند سال گرد آورده ام  آنها را نیز همراه با تصاویر مربوطه به تدریج در وبلاگ

منتشر کنم.هدف اصلیم از راه اندازی این وبلاگ ایجاد یک منبع علمی و کارآمد برای دوستانی است که

می خواهند در مورد استان فارس اطلاعاتی داشته باشند. در این راه چشم انتظار همه عزیزان و بویژه

فارسیان پاک نهاد می باشم.    حق یارتان

 

 

ما هم آمدیم !

                                              به نام خداوند بخشنده مهربان

چند سالی است که در فضای مجازی اینترنت سرگردانم ! امشب فکر کردم بد نیست من هم وبلاگی

داشته باشم تا آنچه در این سالها پیرامون فارس گردآورده ام را در آن منتشر کنم شاید بتواند کمترین

 کمکی به شناخت این سرزمین بنماید. و اینطور شد که بنده هم وبلاگدار ! شدم.دوستان علی الحساب

 این را داشته باشید تا بعد که مجددا خدمت برسیم.