گذر پرفراز و فرود زندگی در موزه سنگ شيراز

مطلب از ایسنای فارس است . 

سنگ قدمتي دارد همزاد تاريخ ، شايد بتوان اين آفريده را نخستين آفريده پروردگار دركنار خاك ، باد و هوا دانست . سنگ اگر چه ظاهري سخت و بي روح دارد ، اما همين جسم سخت كه گاه قلب انسان ها را به آن تشبيه مي كنيم لوحي مي شود در ضمير تاريخ ، گاهي كتيبه اي ماندگار براي عبرت آدميان ، گاهي اسباب زينت آنها و زماني نشاني مي شود بر سنگ قبر ، سنگ ها هرچه هستند و به هرشكلي كه در مي آيند يا ساخته مي شوند هميشه براي بشر جذاب بوده اند ، چه زماني كه نگيني بر انگشتري هستند و چه زماني كه نشان گور آدميان !

 

سنگ همزاد تاریخ است، دیرینه‏ای است به دیرینگی آسمان، همزاد باد و هوا سفت و صلب و ناهموار است اما این همه سنگ نیست در ضمیر تاریخ ماندگارترین اسناد زیست بشری از آن اوست، کتیبه‏های قد برافراشته در سینه بشکوه کوه‏های تاریخ نشان از حضور اندیشه‏های بشری بر این سنگ نبشته‏ها دارد .گاه کالای لوکس و زینت آلاتی جذاب برای خانه اشراف شده است. زمانی بر نگین انگشتری‏ها و سینه ریزها و خلخال‏ها نشسته و زمانی لوح آخرین حیات آدمی را به خود اختصاص داده است. اما هرچه هست و هرچه بود نمود بود ماست و شاید این نمود بود را بیش از هرچیز موزه‏ای باید تا خود در آن عرصه سرد و سخت گذر پرفراز  زندگیمان را تجربه کنیم.

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان (ايران) ايسنا منطقه فارس،وجود موزه اي از سنگ شايد درنگاه اول موزه اي سرد و سخت را در ذهن ما تداعي كند ، موزه اي كه نمي تواند جذابيت داشته باشد و نه جايگاهي براي انديشيدن .

وقتي پا به موزه سنگ هفت تنان در شيرازمي گذاريم قسمتي از تاريخ را مي توان دراين جسم سخت جست وجو كرد . سنگ هايي از دوره هاي مختلف كه مردمان اين سرزمين تاريخ خود را برآن حك كرده اند .

به گزارش ايسنا تاريخ ايران را در موزه سنگ از دوران قاجارشروع مي كنيم !  آنجا كه سنگي با نقش گل و بوته زيبايي خانه زينت الملك را به ما نشان مي دهد . سنگي بسيار زيبا كه حاصل سنگ تراشان هنرمند  عصر قاجار است .

به گزارش ايسنا در نمايشگاه سنگ همچنين مي توان سنگ هايي را با نشان سرو ديد . درخت سرو يكي از نمادهاي استان فارس بويژه شهر شيراز است . در فرهنگ اين ديار سرو نشاني از آزادگي و جوانمردي و سربلندي است . سروها اما بيشتر بر سنگ قبرها حك شده ، آنجا كه صاحبان خرد در گذشته ، مرده خود را با نماد سرو فردي آزاده و جوانمرد نشان مي دادند.

بنابراين گزارش عمده سنگ هاي موزه را سنگ هايي با آيات قرآني تشكيل مي دهند ، اين سنگ ها يا بر سر در ساختمان ها خودنمايي مي كرده اند و يا بر مزار مردمان اين ديار گذاشته مي شد تا شايد به بركت كلام خدا مورد آمرزش قرار گيرند .

از ديگر سنگ هاي جالب موزه سنگ مي توان به قبرهاي متحركي اشاره كرد كه چند بار مصرف بوده اند !

اين سنگ ها كه مربوط به دوره ساساني است به شكل تابوت هايي ساخته شده كه يكي كف تابوت بوده و ديگر سر
آن .

همانطور كه اشاره شدجنس اين تابوت ها از سنگ بود و شكلي متحرك داشت به گونه اي كه وقتي استخوان ها پودر مي شد اين تابوت هاي استوانه اي شكل براي مرده اي ديگر مورد استفاده قرار مي گرفت.

به گزارش ايسنا سنگ ها بخشي از هويت ما هستند. اين اجسام سخت ناگفته هاي بسياري از تاريخ اين مرز و بوم را در موزه سنگ با خود به همراه دارند. اگر سري به موزه سنگ بزنيد ، ناگفته هاي بسياري را از زبان آنها خواهيد شنيد. در موزه سنگ مي توانيد سير نگارش خط ، نقاشي ، تبادل پيام وهنر و فرهنگ اين سرزمين را يكجا ببينيد  سنگ هايي كه نه سخت بلكه نرم و مهربانند و با شما سخن مي گويند .  


انتهاي پیام
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

چهل‌تنان، گوشه‌اي از بهشت خدا بر روي زمين

مطلب از ایسنای فارس است .
 

تكيه چهل مقام يا چهل‌تنان، بقعه‌اي است در حد فاصل آرامگاه حافظ و تنگ‌الله اكبر شيراز، محلي كه زماني ماوا و جايگاه عرفاي الي‌الله بود و ديروز و امروز گاه محلي براي پخت غذاي بيرون‌بر! و حل مكاني براي تشكيلات دفتري اوقاف فارس است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه فارس، جايگاه عارفان و سالكان الي‌الله كه كس اجازه ورود بي‌اذن نداشت و اگر گوش را از هرچه جرم دنيايي است پاك كني و دل به‌خدا بسپاري از هر آجر و خشت اين بنا، صداي يا علي و يا الله مي‌شنوي و در پس ظاهر دلگشايش، چهره اولياي بزرگ خدا را مي‌بيني كه نفسشان حق بود و جز به‌راه حق گام نزدند تا روزي كه رهسپار ديدار دوست شدند.

از درب دو لنگه بزرگ و دالان كوتاه و عريض كه بگذري، سمت چپ بنايي دوطبقه است با دو اطاق در پايين و سه اطاق در بالا كه هر كدام از اين اتاق‌ها روزها و شب‌هايي را به‌خود ديده و ماواي چله‌نشستن‌ها و يا سماع به عرش خدا رفتن‌هاي بزرگاني بوده است.

بنايي كه با دستان مرداني خالص آجر بر آجرش چيده و اينگونه رفيع شده كه هر بانگي را بي‌هيچ ترديد به آسمان و ملكوت مي‌رساند، بنايي كه محل خدايي شدن و خلوص است و جلوه‌گاه يار، كه چه شبها در پس چله‌نشستن‌هاي بلند، دل يار نرم مي‌شده و در ميان همين خانه رخ به مجنون صفتان مي‌نمايانده و مجنون‌تر از قبل رهايشان مي‌كرده تا بسرايند:

مجنونم و ديوانه و مستم هله ياران                  زنجير علائق بگسستم هله ياران

با احترام پله‌ها را بالا مي‌روي، تمام گذشته در مقابلت مجسم مي‌شود، هياهوي شب‌هاي دوشنبه و جمعه و ذكر و مجلس انسي كه جز نام خدا بردن در آن روا نبوده و جز با طهارت و وضوي ظاهر و صفاي باطن و به اذن و طلب به آن راه پيدا نمي‌كردي، سمت چپ جمع‌خانه است و محل حلقه ذكر و سمت راست محل جلوس بزرگ‌مرداني همچون حضرت حاج مطهر علي‌شاه، حضرت ميركوثر علي‌شاه (خاوندگاران) و ده‌ها مرد خدا كه خدايي شدند تا نفسشان جز حق حق به گفته‌اي دم و بازدم نكند.

گوش كن، آرام بگير، لختي بر دوزانوي ادب رو به قبله دل‌ها بر زميني كه محل ذكر بوده در ميان جمع‌خانه چهل‌تنان بنشين، گوش كن، مي‌شنوي نجواي ناد عليا مظهر العجائب را، به گوشت مي‌رسد يا حميد و به‌حق محمد و يا عالي و به‌حق علي و يا فاطر به‌حق فاطمه و يامحسن و به‌حق الحسن و يا قديم‌الاحسان به حق الحسين، شنيدي، حالا حي‌علي‌الصلوات بگو و به نماز قامت قيام ببند و دو ركعتي نماز عشق به‌جا بياور و در قنوتت از چهل عارف بزرگ اين خانه ياد كن.

عارفاني كه در گوشه‌اي زير آن ديوار بلند تنها مزارشان است و روح بلندشان در ملكوت اعلا كنار مولاي متقيان، آرام گرفته است.

حس مي‌كني كمي دگرگوني را، پس همه‌تن گوش باش كه چشم ظاهر صورت نمي‌تواند ببيند اين همه عظمت را همانگونه كه درك نكرده‌اند و نديده‌اند. آرام به سمت انتهاي حياط آنجا كه مطبخ است و مزار شيخ اطعمه، قدم بردار، با تومانينه و همزمان گوش كن صداي چلك چلك ظرف‌ها را، مي‌شنوي و صداي دعاي ديگ‌جوش مولا علي(ع) را كه پيري مي‌خواند و درويشان آمين گويان، با خلوص تمام، هو مي‌كشند تا به اذن خدا و شفاعت مولا، شفايي باشد از براي خورندگان با ايمان.

به قول شهريار شاعر شهير خطه آذربايجان:

 

...شیخ صنعان دوده دار خانقاه /دود ودم را خیمه چون خرگاه ماه

دیگجوش شمس خود معجون عشق/می پزد بر سینه ی کانون عشق

 آبش از طبع روان مولوی/بنشن از عرفان شمس معنوی

غلغل از چنگ وچغور لولیان/جوشش از رقص وسماع صوفیان

سبزه اش از خط سبز شاهدان/دم در او داده دعای زاهدان

 ادویه در وی نظامی بیخته/ملحش از تک بیت صائب ریخته

عمعق آلو از بخارا داده است /لیمویش ملای صدرا داده است

 زیره اش از مطبخ شاه ولی /شعله اش از غیرت مولا علی

 هیمه اش از همت آزادگان/دودش از آه دل دلدادگان

سوز عشقش پخته وپرداخته/کاسه اش از چشم عاشق ساخته

سفره راشیخ شبستر ،میزبان/گلشن رازش دعای سفره خوان...

 

و مردم را نگاه كن، آنها كه آرام مي‌آيند و هرچه از ديگ مي‌برند از آن كاسته نمي‌شود، نگاه كن، با چشم دل نگاه كن، و اين است سري از اسرار خفيه اين ديگ كه به‌دعا و ذكر پيران منزه، به‌جوشش آمده و مهيا گشته‌است.

به مزار شيخ كه رسيدي و فاتحه‌اي به‌روح بلندش نثار كردي، از بزرگيش يادكن و به‌سمت ابتداي حياط و محل قرار گرفتن چهل مزار گام بردار، اينان بزرگان‌ان، مرداني خدايي كه سال‌هاي سال در اين ماوا شاهد سماع دل نيازمنداني بوده‌اند كه براي رسيدن به وصل دوست از هرچه دنيا و دنيايي است بريده و به آسمان نظر دوخته بودند.

اينجا مزار چهل درويش گم‌نام است كه هر يك را ديگري دفن كرده تا آخرين نفر، تا پيرمراد كه ملايك براي تشييع و تدفينش به اذن خدا به‌زمين آمدند و در اين مكان روحاني به سوي خاك بردندش. آرام باش و با تدبير، سكوت كن و زبان به‌غير ذكر خدا و اهل بيت، جز به‌نام محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و يازده ستاره پرفروغ آسمان ولايت و امامت، بر هيچ نگردان، كه باقي كلام قابل شنيدن نيست جز لق لقه‌اي بيهوده كه هرز مي‌برد دل را.

و انتهاي حياط، به قامت اين ديوارها نگاه كن، چه شب‌ها كه صداي ناله نماز شب‌گزاران هر خشت اين ديوار را به‌لرزه درآورده، مي‌توان شنيد، از جرزهاي اين ديوار، از آن سقف بلند و ... به سمت قبله بنشين، بر زانوي ادب، چشم‌ها را ببند تا دلت متجلي شود به نوري كه هنوز ذرات آن در چهارسوي اين بارگاه هست و پي دلي عاشق مي‌گردد تا به آن رسوخ كند.

آغاز كن ذكر خدا كه الا به‌ذكرالله تطمئن‌القلوب، و قلب را پاك كن از هرچه آلايش است و آرام همنوا كن همه تن را به ذكر انت‌الهادي انت الحي، آرام نگير و دل‌بسپار به صاحب اصلي اين خانه، دل به نشستگان به‌حلقه انس كه زانو به زانويت نشسته‌اند ببند و بلند بخوان، هان مي‌شنوي صداي ذكر را، اين صداي كيست؟ صدا ماندگار خيرالحاج مطهر‌عليشاه، ميركوثر، شمس‌الحق، مجنون، خندان‌عليشاه، حضرت رحمت‌عليشاه يا .... يا مريداني كه همچون شمع گرد وجود مرادشان مي‌گشتند تا از انوار روحانيش بهره‌اي ببرند.

حال به ميان درختان سربه‌فلك كشيده برو تا مي‌تواني تنفس كن اين هواي پاك صدق و صفا را شايد كمي از نفس گرم عاشقاني كه اين درخت‌ها را با دستان خود همراه با ذكر يا‌علي و ياعلي، كاشتند و به آب ديده آب دادند و پروراندند و امروز سايه‌انداز رخ متصرفاني باشد كه قدر نمي‌شناسند و قيمت نمي‌دانند.

به گزارش ايسنا، موقوفه چهل‌تنان براساس اسناد موجود وقف دراويش خاكسار ابوترابي است تا الي‌يوم‌القيامه، كه ابتدا به حاج علي‌محمد مطهر‌عليشاهي توليت داده شده و او بخش‌هايي از اين بنا را با دستان خود و همراهي مريدان بنا كرده و قرار بر اين بود كه بعد از عروج روح ملكوتي او همچنان در توليت خاكساريان باقي بماند، تا در اين مكان ذكر خدا بگويند و در راه صفاي باطن بكوشند و طعام آماده كرده به فقرا عرضه كنند و با هر ذره از طعام كرم خدا را براي خود بخرند.

به گزارش ايسنا، و اما گفتار مردي ميانسال كه سخت دل در گرو اين مكان دارد و سال‌هاي نوجواني و جواني در ميان مريدان چه كرامت‌ها ديده است،‌ مردي كه صحبت از چهل‌تنان، اشك از ديده‌اش جاري مي‌كند و آه از نهادش بيرون مي‌آورد.

او مي‌گويد: نوجواني بودم كه دست در ميان دستان پدر شب‌هاي بسياري از ايام عزا و ميلاد ائمه، يا زمان‌هايي كه براي دعا در آن وقت توصيه شده است، به اين مكان مي‌آمدم و در ميان همه دغدغه‌هاي بچگانه‌ام، كراماتي ديدم و شنيدم و در خاطرم سپرده‌ام.

او در حاليكه اشك چشمانش را نمور كرده، ادامه مي‌دهد: آنجا در ميان آن ايواني كه كنار جمع‌خانه است،(اشاره به ساختماني كه سمت چپ درب ورودي است) كنار در اتاق شيخ بزرگ، بسيار روزها و شب‌ها انيس قرآن و مثنوي و حافظ بوده‌ام، كفش‌ها را جفت مي‌كردم و به اميد آنكه خدا به من هم نظري كند، پشت در مي‌نشستم و با ذكر جلي عارفانه مرداني كه خدايي بودند، همراه مي‌شدم.

وي ادامه داد: گاه دلم مي‌شكست و سيل اشك بر گونه‌ام جاري مي‌شد، گاه حس عجيبي داشتم و از اين حس سرشار از لذت مي‌شدم و گاه چيزها ديدم كه گفتن همه آنها سخت است و از منظر طبيعي و با نگاه جاري، ناشدني است، زيرا اكنون كه مي‌انديشم، تا ايمان ما مانند آناني كه خشت خشت اين بنا برايشان مقدس بود، نباشد، نمي‌توانيم در باورمان بگنجانيم كه چنين مرداني بوده و هستند.

اصرارم براي گفتن خاطره‌اي كارگر مي‌افتد و زبان مي‌گشايد كه: شبي گروهي آدم شيك‌پوش براي آنكه پاسخي به شك و گمانهايشان بدهند به اين مكان آمدند، شب جمعه‌اي بود و طبق معمول مراسمي برگزار مي‌شد و مطابق اغلب زمان‌ها غذايي ساده كه گمانم نان و پنيري بود، مهيا شده و براي آخر شب آماده شده بود.

وي ادامه داد: آمدند و در حاليكه همچنان در باورهايشان تغييري ايجاد نشده بود قصد رفتن كردند، من نوجواني بودم و در گوشه‌اي از ايوان خوابم برده بود اما از صداي همهمه بيدار و متوجه شدم كفش يكي از آنها نيست، اتفاقي كه هرگز نيفتاده بود.

به‌هر حال به امر پيرمراد، يك جفت دمپايي نه‌چندان نو به ميهمان داده شد تا بعد فكري به‌حالش كنند، تا آنها از پله‌ها پايين رفته و به حياط رسيدند، آن بزرگوار از جمع‌خانه بيرون آمد و از داخل ايوان صدا زد كه آقا نگران نباش كفش شما پيدا مي‌شود، مرد سر بلند كرد و با چهره‌اي ناراحت دستش را به علامت اينكه اشكالي ندارد حركت داد اما به‌يكباره ايستاد.

او گفت: همه متعجب نگاهش مي‌كرديم، من خودم ديدم كه پدرم دمپايي را براي او جفت كرد و او آن را پوشيد اما حالا كفش‌ به‌پا داشت، همان كفش‌هاي خودش، حضرت آقا زماني كه همه حواس‌ها پرت اين اتفاق بود به اتاقشان رفته و در راهم بستند يعني ديگر كسي مزاحمشان نشود، آن مرد هم از آن شب متحول شد و مسيري را رفت كه خدا مي‌خواست.

متعجب از گفته‌هاي او، پله‌هاي ايوان را به سمت پايين مي‌آيم، در حاليكه از تبديل اين بخش از بقعه به خانه سرايداري بسيار مكدرم، به حياط كه مي‌رسيم مرد مي‌گويد: خاك اينجا مقدس است. اينجا خاك اوليا و مردان خداست، خدا مي‌داند فردا چه بر سر كساني كه وقف‌نامه را ناديده گرفته و اين مكان را تصرف كرده‌اند، چه خواهد آمد. خدا مي‌داند. زيرا براساس تاكيد همه علما و بزرگان دين بايد عين وقف‌نامه عمل شود نه كمي كمتر و نه كمي زيادتر، حتي حضرت امام(ره) بارها براين موضوع تاكيد كرده بودند.

به گزارش ايسنا، خانقاه چهل‌تنان به‌گفته بسياري از همسايگان قديمي آنجا، ماواي حاجت‌طلبي مردمان كوچه و بازار بوده و چه حاجت‌منداني كه شب‌‌هاي جمعه پشت در اين مكان شمع روشن كردند و بعد از توسل به ائمه و حاجت روا شدن، نذرشان را در همين مكان ادا كردند.

پيرمردي از ساكنان مي‌گويد: تا اينجا خانقاه بود، بركتي ديگر داشت، رونقي بود، دلشاد بوديم، اما حالا چه، نمي‌دانم چه اتفاقي برايمان افتاده كه به همه چيز بي‌اعتنا هستيم،‌ حتي به وقف هم بي‌اعتنا شده‌ايم.

از درب دو لنگه بزرگ كه روي آن دو كشكول و تبرزين حكاكي شده بود خارج مي‌شوم و مرد همراهم، آستانه در را مي‌بوسد و مي‌گويد: ديگر دلم نمي‌خواهد به اين مكان بيايم، ديدن وضعيت فعلي و بي‌اعتنايي كسانيكه خود را صاحب و مالك اين مكان مي‌دانند، دلگير كننده است.

او در پاسخ به‌اين سووال كه چرا متوليان اصلي براي به‌دست آوردن حقشان اقدام نكرده‌اند؟ با يك لبخند مرا به داستان حمله ابرهه به كعبه و خانه خدا حواله مي‌دهد، آنجا كه ابوطالب به عنوان متولي خانه تنها طلب شترهايش را كه كشته شده‌بودند را مي‌كند و دفاع از خانه را به صاحب آن وامي‌گذارد و صاحب خانه هم چه دفاع جانانه‌اي از آن مي‌كند، و در نهايت گفت: اينجا خانه علي(ع) و ائمه است، خودشان مي‌دانند با غاصب چه رفتاري بايد كرد. ياعلي. 

در راه بازگشت با خودم مي‌انديشم كساني كه زماني اين مكان مقدس را به آشپزخانه تبديل كرده و غذاي بيرون‌بر درست مي‌كردند و امروز آن را مكاني براي انجام اموري دنيايي و اداري و سكونت، آنان‌كه بي‌توجه به وقف‌نامه مورد ادعا، موقوفه را در راه ديگري صرف مي‌كنند، كساني كه محل ذكر و نماز بزرگان عرفان اين شهر و ديار را به خانه‌اي براي اقامت نگهبان و سرايدار تبديل كرده‌اند و .... آيا با خود انديشيده‌اند كه كارشان چه توجيهي دارد؟

به گزارش ايسنا، حتي اگر از نظر قانون منعي بر سرراه واگذاري به متوليان اصلي وجود دارد، مي‌توان از اين بنا در مسيري مناسب‌تر استفاده و از فرسوده شدن و از بين رفتن آن پيشگيري كرد.

شايد اين مكان نقطه‌اي مناسب براي نمايش اسناد و مداركي از عرفا و صالحان اين ديار كه زماني به ديار عرفا شهره بوده و هنوز هم مزار صدها تن از اين بزرگان را مي‌توان در گورستان قديم و جديد و در جاي جاي شيراز يافت، باشد.

 به حتم فراهم كردن زمينه‌اي براي حضور علاقه‌مندان و آشنايي با عرفان حقيقي و سير و سلوك الي‌الله بهتر از هر كاري است كه در اين بناي مقدس انجام شده و خداي نكرده حرمت آن زير سووال برود.

بايد به خاطر داشته باشيم كه همه انسا ن‌ها مسوول اعمال و تصميمات خود بوده و البته كه بايد پاسخگوي خداوند بزرگ باشند.


انتهاي پیام
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
چهل تن در ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
قرار گیری آبسردکن در وسط مزار چهل تن ! / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
چهل تن در ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
حوض ماهی در ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نمای بیرونی ساختمان چهل مقام - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا

سيم سير و سلوك الي الله در پنج تابلوي نقاشي هفت تنان

 

مطلب از ایسنای فارس است .

 

تكيه هفت تنان شايد علي رغم همه شهرتش ناشناخته ترين اثر تاريخي شيراز براي گردشگران باشد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، این بنا که از یادگارهای دوره کریم خان زند در شیراز است درشمال آرامگاه حافظ قرار دارد و گفته می‏شود دلیل وجه تمسمیه آن نیز وجود هفت قبر از هفت عارف در اين مكان است.

بنابراین گزارش قسمت جالب و تاریخی این بنا تالاری است که سقف آن بر دو ستون بزرگ یکپارچه استواره شده است.

تمام زیبایی این تالار البته به مجلس نقاشی است که کریم خان زند سفارش آنها را داده . این 5 مجلس به ترتیب عبارتند از درویشی جوانی که در سمت راست ایوان قرار دارد، تابلوی دوم حضرت ابراهیم را در حال ذبح حضرت اسماعیل نشان میدهد و تابلوی بعد عاشق شدن و دلدادگی شیخ صنعان به دختر ترسا است، تابلوی چهارم حضرت موسی (ع) را در لباس شبانی نشان می‏دهد و تابلوی پنجم درویشی با کشکول و تبرزین را به تصویر کشیده است.

اما حکایت این تصاویر چیست؟

عبدالکریم نیک وان سرپرست تکیه هفت تنان و موزه سنگ واقع در آن به خبرنگار ایسنا گفت: آقا صادق نقاش دوره زندیه در تابلوی اول که درویش جوان را شبیه شاه عباس صفوی به تصویر کشیده. یک بوق پشت این درویش آویزان كرده و درحالی که در یک دست چماقی دارد با دست دیگر سعی می‏کند کشکول ر از روی درخت بردارد.

در واقع برای گذشتن از سیر و سلوک باید مراحل مختلفی را طی کرد. او ابتدا باید قال و قیل و سروصدا که در این تصویر نماد آن بوق است را از بین ببرد و بعد چماق را که نشان زور و قدرت است کنار بگذارد.

در تابلوی بعد که ذبح اسماعیل (ع) را به دست حضرت ابراهیم (ع) داریم، مقصود نقاش این بوده که برای رسیدن به سلوک باید همانند ابراهیم در راه خدا از همه چیز خود گذشت و مانند اسماعیل مطیع امر خدا بود.

در تصویر وسط یا سوم که مربوط به شیخ صنعان است متوجه می‏شویم که برای رسیدن به سلوک نباید فریب زهد و تقوا را خورد. می‏دانیم که شیخ صنعان مظهر زهد و تقوا بود اما در یک شب عاشق دختری مسیحی می‏شود و دین و تقوا جای خود را به امور دنیوی داد. آنجا که دختر از شیخ صنعان می‏خواهد شراب بخورد و او خورد می‏خواهد قر آن را پاره کند و او کرد و البته دست آخر هم به وصال نرسید.

تابلوی چهارم اما موسی(ع) را نشان می‏دهد که در حال شبانی است. او که هم قبل از پیامبری و هم بعد از آن شبان بود با همه کلیم الهی بودن چیزی برای خود نخواست. لذا از خود گذشتن و ساده زیستن مرحله دیگر از مراحل سلوک است و در نهایت تابلوی پنجم، تصویری درویشی است که نام و نشانی ندارد.او بر خلاف تابلوی اول نه چوب دارد و نه چماق و نه بوقی که با آن قال و قیل کند. هم دارایی درویش در این تصویر تبرزین است که نماد جدایی حق از باطل است و البته کشکول که در تابلوی اول روی در خت قرار داشت اما چون مراحل سلوک را درویش گذرانده اینجا در تابلوی آخر به دست او رسیده است.

به اعتقاد نیک وان تصویر این درویش بیانگر تشیع است. شیعه‏ای که در برهه‏ای از تاریخ تحقیر شده بود و در لباس دراویش گرد هم می‏آمدند.

سرپرست این مکان تاریخی همچنان ستون‏های این ایوان را تنها ستون‏های دوره زندیه می‏داند که نقوش آن هنوز پابرجاست.

نیک وان در این رابطه گفت: از دوره زندیه 8 ستون در شیراز داریم که در حال حاضر 4 ستون آن در حافظیه و 2 ستون در ارگ کریم‏خانی است اما نقوش این ستون‏ها از بین رفته ولي نقوش 2 ستون مجموعه هفت تنان همچنان خودنمایی می‏کند و معرف ذوق سلیم هنر ایرانی است.

به گزارش ايسنا اين تابلو هاي نقاشي كه با رنگ و روغن بر روي گچ كار شده،در سال هاي 1336 و 1337 هجري شمسي توسط نقاش و هنرمند فقيد؛شادروان  محمد باقر جهانميري به همان طرح و نقش قديمي تعمير و تجديد شده است.


انتهاي پیام
 
تابلوی اول ایوان - درویش دوره صفوی در گام اول از سیر و سلوک / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تابلوی دوم ایوان - مجلس ذبح حضرت اسماعیل (ع) توسط حضرت ابراهیم (ع) / عکس: امیرحسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تابلوی سوم ایوان - مجلس دلدادگی شیخ صنعان به دختر ترسا / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تابلوی چهارم ایوان - موسی (ع) شبان / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تابلوی پنجم ایوان - گام آخر درویش در سیر و سلوک / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نمایی از ایوان و باغ بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نمایی از نقاشی های ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نمایی از نقاشی های ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نقاشی ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نمایی از نقاشی های ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تنها ستون منقوش باقی مانده از دوره زندیه در شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
تنها ستون منقوش باقی مانده از دوره زندیه در شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا
 
نقاشی ایوان بقعه هفت تنان - شیراز / عکس : امیر حسین ذوالفقاری - ایسنا

كتاب «هستی و عشق و نيستی» منتشر شد .

مطلب از ایسنای فارس است.با آرزوی موفقیت های بیشتر برای استاد ارزنده دکتر کاکایی .

كتاب «هستی و عشق و نيستی» به قلم دكتر قاسم كاكايی، استاد دانشگاه شيراز با مباحث در عرفان اسلامی توسط هرمس منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، كتاب «هستی و عشق و نيستی» كه برای اولين بار در بيست و سومين نمايشگاه بين‌المللی كتاب تهران رونمايی شد، مجموعه مقالاتی در باب عرفان است كه عرفان اسلامی را از ديدگاه عارفانی چون «ابن‌عربی»، «مولانا»، «حافظ»، «شيخ محمود شبستری»، «علاء‌الدوله سمنانی»، «شيخ بهايی» و «ملا‌صدرا» واكاوی می‌كند و به عرفان مقايسه‌ای نيز سری می‌زند.
كتاب «هستی و عشق و نيستی» در شش فصل اصلی با عناوين «هستی و وحدت آن با محوريت ابن‌عربی»، «نيستی و كاركرد آن به روايت مولانا»، «عشق يا رقص بين هستی و نيستی در معيت حافظ»، «سرشت تجربه‌ عرفانی از منظر عقل در محضر شبستری»، «بررسی نسبت بين دين و عرفان به فتوای شيخ بهايی» و «گفت‌و گوی باطنی اسلام و مسيحيت با تكيه بر ابن‌عربی و اكهارت» تنظيم شده است.
فصل اول كه حاوی 3 مقاله است، به وجود و وحدت وجود اختصاص دارد. فصل دوم نيز دارای 3 مقاله در باب وحدت انفسی وجود و فنای عارف است. در فصل سوم، 5 مقاله موجود، نيستی مولوی ما را به عشق می‌كشاند. فصل چهارم، دارای 2 مقاله است و نگاهی درجه دوم به عرفان دارد. فصل پنجم نيز 2 مقاله دارد و عارفان را از ديدگاه دين بررسی می‌كند. فصل آخر نيز به گفت‌وگوی اسلام و مسيحيت به وساطت عرفان می‌پردازد.
حجت‌الاسلام والمسلمين «قاسم كاكايی»، استاد دانشگاه شيراز و نويسنده كتاب مذكور در خصوص مقالات ارائه شده در اين كتاب گفت: نگارش مقالات اين مجموعه از سال 1373، يعنی 5 سال پس از رحلت مرحوم آيت‌الله نجابت (ره)، آغاز كردم، در اين زمان، بار ديگر از حوزه علميه به دانشگاه مراجعت كردم، اما در كسوت و غايتی متفاوت.
استاد دانشگاه شيراز با تأكيد بر اينكه تمام مقالات كتاب «هستی و عشق و نيستی» در فضای دانشگاهی و آكادميك نگاشته شده است، ادامه داد: تنها يك مقاله در فضای غيرآكادميك نوشته شده است،‌ اما در مورد مقالات دانشگاهی نيز همچنان خط اصلی و هدف نهايی را فراموش نكرده و همچنان بر عهد و پيمان قديم خويش مبنی بر خط اصيل اسلام و اعتلای دين باقی مانده‌ام و البته رعايت همه‌فهم بودن مطالب را نيز در نظر داشته‌ام.
نگارنده  كتاب در پايان پيشگفتار كتاب، اين كتاب را به روح پر فتوح مرحوم آيت‌الله «حسنعلی نجابت»  اهدا كرده و ياد آور می‌شود: آيت‌الله نجابت ترجمانی بود از هستی اندر نيستی، همو كه عنايتش آتش عشقی بود در نيستان هستی‌ام، سوزاننده و نيست‌كنند و دم مسيحايی‌اش هستی‌بخش و زنده‌كنن

انتقال یکی از معاونت‏های سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به فارس

 

خبر از ایسنای فارس است .

 

 

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از اجرایی شدن طرح انتقال یکی از معاونت‌های میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور به فارس خبرداد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، احمدرضا دستغیب (فرزند علی اصغر) با اعلام این خبر افزود: در جلسه ای که عصر روزگذشته (سه شنبه) با معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی ومعاونان آن برگزار شد با توجه به ظرفیت های موجود در فارس به جد خواستیم که از میزبانی فارس برای استقرار یکی از مهم ترین معاونت های سازمان حمایت کند.

 وی ادامه داد: بنابراین با پیگیری های ویژه استاندار فارس و همراهی جمعی از نمایندگان این مهم در آستانه تحقق است و پیش شرط این جابجایی و انتقال فراهم کردن بسترها و حداقل هایی بین استاندار و معاون رئیس جمهور تفاهم شده و در صورتی که شرایط محقق شود این انتقال صورت می گیرد.

دستغیب گفت: در حال حاضر به جهت رقابتی بودن موضوع ضرورتی برای بیان معاونت مربوطه نیست و تلاشمان این است که معاونتی آورده شود تا دارای ستادی قوی، ارزش افزوده بالا و تاثیرگزاری جدی در تصمیم ها باشد و با توجه به اینکه مسئولان از نزدیک با مشکلات مواجه می شوند استقرارا این معاونت برای برداشتن مشکلات استان فارس بسیار تاثیر گذار است.

نماینده مردم شیراز و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه استاندار فارس در بحث انتقال سازمان ها و شرکت های دولتی به فارس تمام قد ورود پیدا کرده است، تصریح کرد: برگزاری جلسات متعدد با وزرا و روسای سازمان ها حکایت از عزم جدی دکتر احمدزاده در میزبانی سازمان ها و شرکت های دولتی در فارس دارد که این مهم قابل تقدیر و حایز اهمیت است. 

به گزارش ایسنا، این پیگیری‏ها در حالی صورت می‏گیرد که قرار بر انتقال معاونت میراث فرهنگی سازمان میراث به قزوین، معاونت صنایع دستی به اصفهان و معاونت گردشگری به مشهد مقدس بوده که این اقدام با انتقاد شدید محمدحسین ذولانوار نماینده مردم شیراز روبرو شد.

ذولانوار دراین باره گفت: دولتي كه مدعی عدالت است بايد بگويد مگر قزوين چه دارد كه ميراث فرهنگي به اين شهر منتقل شود در حالي كه عدالت به معناي گذاشتن هر چيزي بر جاي خودش است و مي‏خواهيم اين تصميم اصلاح شود كه معاونت ميراث فرهنگي به استان فارس بيايد.