گفت و گوي منتشر نشده عليرضا نسيمي با محمد بهمن بيگي

 

 

 

مطلب از ایسنای فارس است.یاد هر دویشان به خیر.

نسيمي آرام از سمت شمالغرب مي‌وزد، با بويي آشنا كه نمي‌دانم چيست، خيره به پنجره خيس ساختماني مانده‌ام كه هنوز جاي شانه علي‌رضا روي آن سايه انداخته و انگار هست و دارد واژه‌هايي را مي‌نويسد، از بيچارگي آدمها تا كره زمين. كره‌اي كه ديگر سياره مفتخر در كهكشان محسوب نمي‌شود، چون آدم‌ها را بر پشت خود سوار دارد.

قلمش نرم مي‌شود و گرد كاغذ سفيد را كنار مي‌زند تا در ردي ماندگار، از كره پر ستم زمين، از ظلمي كه تابوده و هست، بوده و همچنان هست، از استعمار و استثمار و تبعيض كه واژه‌هايي واقعي هستند و در عينيتي هشدار دهنده مدام خود را به پرده ذهن هر انسان بيداري مي‌كوبند، بنويسد، از ويراني‌ها و جنگ‌هاي ويران كننده، از خونريزي و خونخواهي و آنچه كه بشر خود را مفتخر به آن مي‌داند، كشتارهايي كه برپايه دانش و آگاهي شكل گرفته و مي‌گيرد و تفاوتي ندارد كه در يك‌جا جسمي را مي‌كشند و در جايي، روحي!

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس،شايد آن روز بهاري كه علي‌رضا بي‌توجه به نسيمي كه پشت پنجره‌ برگ‌هاي تازه جان‌گرفته درختان بلند پياده‌رو را مي‌لرزاند، كلمات را واژه، واژه مي‌پروراند تا بر كاغذ رقصي زيبا را به چشم و ذهن خواننده ترسيم و آماده‌‌شان كند تا مصاحبه‌اش با يك معلم را بخواند، نمي‌دانست كه روزي در نبود او و مصاحبه شونده، نوشته‌اش باز هم خواندني خواهد بود.

..... هميشه خواندني‌ترين نوشته‌ها، يادگاري‌هاي مصاحبه‌شوندگان و نويسندگان و بزرگاني است كه حالا نيستند و در نبودشان حتي اگر يك‌بار و دوبار آن نوشته‌ها و گفته‌ها، جايي حتي در پس‌توي يك نشريه، يك سايت يا يك، يك رسانه! منتشر شده باشد، باز هم خواندني است، چون ما وقتي دقت مي‌كنيم كه آدم‌ها ديگر نيستند، تازه يادمان مي‌افتد كه چه شاخص بوده‌اند، چه حرف‌هايشان متين و نوشته‌هايشان آرامش دهنده بوده است و..

اما اين‌بار آنچه در پي خواهيم خواند، مصاحبه‌اي است كه مصاحبه‌كننده زودتر از مصاحبه شونده، پر كشيده و از دنيايي كه هنوز بوي نا مي‌دهد، بوي بردگي‌ها و برده‌داري‌هاي قرون وسطا و قبل از آن، بوي ظلم و ستم، بوي .... و پر است از آدم‌هايي كه پيشاني فخر به آسمان نخوت مي‌سايند كه ببينيد اين منم، من، منيتي كه حتي قدرت مقابله كامل با نيش يك پشه كم مقدار را ندارد و باز هم دانش و داشته‌هايش را به‌رخ مي‌كشد، پرواز كرده و حالا جايي در ميان آسمان زيبا و آبي و آرام بلند نظاره‌گر خواهرانش است كه هميشه تنها نگراني‌اش بودند و هستند.

اين‌بار مصاحبه‌اي را منتشر كرده‌ايم كه مصاحبه كننده‌اش علي‌رضا نسيمي بود، جوان شاعري كه دارايي‌ها و برازندگي‌هايش بعد از رفتنش نشان داده شد، زماني كه نه به‌كار او آمد و نه به‌كار بازماندگاني كه هميشه دلنگرانشان بود و ... اين روزها، به‌يادآورنده كوچ زمستاني و غريبانه او است.

و مصاحبه‌شونده‌اش پير دير معلمان و عشاير فارس و كشور كه او نيز مدتي است نغمه كوچ آخرش را سر داده و به ييلاقي سبز و باقي شتافته.... بخوانيم، باهم كه خدا رحمتش را بر همه آنها كه خدمتي كرده‌اند جاري خواهد كرد.

در اين ميان قدردان خانواده نسيمي عزيز كه اين مصاحبه را براي انتشار در اختيارمان قراردادند هستيم، تا يادي كرده باشيم از همكار خبرنگارمان كه گزارش‌هايش مانند شعر بود و شعرهايش بسيار زيبا!

 

- از تجربه نخستين بار حضور در كلاس درس به عنوان يك دانش آموز و حس و حالي كه در آن لحظات داشتيد‌،‌ بگوييد.

 

ما عشاير بوديم و آن زمان مدرسه‌اي براي ما نبود. درس خواندن فرزندان عشاير به ميزان ثروت خانواده بستگي داشت. آنها كه از وضعيت مالي خوبي برخوردار بودند، معلمي براي فرزندان خود پيدا مي‌كردند و آموزش آنها را به او مي‌سپردند. پدر من هم معلم نسبتاً باسوادي را براي آموزش من آورد و اولين لحظات فراگيري و آموزش من با او سپري شد اما نه در كلاس درس بلكه در يك چادر. به خاطر كهولت، آن روزها را چندان به خاطر ندارم اما يادم هست بسيار خوشحال بودم.

با گذشت يكي دو سال از حضور معلم در كنار ما، آموزش خواهرانم نيز به او سپرده شد و بعد چند نفري از كودكان اقوام نيز به ما اضافه شدند و چادر ما به يك كلاس درس تبديل گرديد.

 

- اگر بخواهيد آن سال‌ها را در چندين جمله خلاصه كنيد، چه مي‌گوييد.

 

(براي لحظاتي به دور دست‌ها خيره مي‌شود) بين دولت و عشاير جنگي در گرفت و سرآخر دولت مسلط شد و عده‌اي را به عنان مقصر تبعيد كرد. پدر من هم جزو اين نفرات بود؛ همين طور مادرم، مدتي بعد به جرم كمك به بقاياي بازمانده ياغي‌ها از ديد  دولت، تبعيد پدر و مادر توفيقي اجباري شد براي راهي شدن به تهران و ادامه تحصيل در آنجا. دوران ابتدايي در مدرسه علميه و دوران دبيرستان در دبيرستان ايرانشهر. كلاس دهم بودم كه مادرم آزاد شد اما تبعيد پدر آنقدر به طول انجاميد تا بتوانم ليسانس قضايي خود را از دانشكده حقوق تهران بگيرم.

 

- حال از تجربه تدريس و حس و حال حضور در اولين كلاس درس به عنوان معلم بگوييد.

 

من در طول تمام اين سال‌ها هيچ‌وقت به عنوان معلم از اين نظر كه تدريس كنم و نمره بدهم، حضور نداشته‌ام كار من پايه‌گذاري سيستم آموزش عشايري بوده و تدريس مستمر را تجربه نكرده‌ام.

 

 

- ايده پايه‌گذاري آموزش عشايري چگونه در ذهن شما شكل گرفت؟

 

من بچه‌اي ايلياتي بودم كه حال بر حسب اتفاق سواد كمي پيدا كرده بودم و نمي‌دانم هوس كردم، عشق ورزيدم يا مصلحت ديدم و خيال كردم كار خوبي است كه بتوانم بچه‌هاي عشاير مثل خودم را با سواد كنم. البته براي بقيه تعجب داشت كه بين اين همه حرفه و شغل چنين كاري را انتخاب كرده‌ام.

مي‌گفتند مردم درس خوانده‌اند و دكتر و وكيل و استاندار شده‌اند و تو دنبال مكتب‌دار شدن هستي! هر چند با گذشت چندين سال تمام كساني كه شماتتم مي‌كردند با ديدن نتايج كارم، آفرين و به به گو شدند و تشويقم كردند.

 

- دورنمايي كه آن روز از حركت خود در ذهن داشتيد، چقدر با آنچه امروز اتفاق افتاده منطبق است؟

 

از همان ابتدا مي‌دانستم مسير صحيحي را انتخاب كرده‌ام، اگرچه كه بعضي رفتارها گاهي به شكلي موقتي نااميدم مي‌كرد اما با گذشت چند سال اول ديگر برايم مسلم بود كه در انتخاب مسير اشتباه نكرده‌ام و تصويري كلي كه از طول راه در ذهن داشتم و در زمان طي كردن راه شكل گرفته بود، تقريباً‌ هماني شد كه به دست آوردم. اين مايه خوشحالي و افتخار من است كه چيزي بيش از 10 هزار معلم از عشاير تحويل داده‌ام و تعداد زيادي دكتر، مهندس، جراح، دندانپزشك، صاحبان مشاغل بالاي دولتي و... جالب است بدانيد تقريباً 90 درصد دانش آموز دبيرستاني ما وارد دانشگاه مي شدند.

 

 

- از خصوصيات بارز فعاليت‌هاي شما،‌نگاه بومي‌تان به قضاياست. يعني استفاده از توان نيروهاي بومي عشاير در پيشبرد اهداف آموزشي. اين نگرش بر پايه چه استدلالي از سوي شما پي ريزي شد؟

 

يادم مي‌آيد براي گزينش معلم‌هاي عشايري كساني را انتخاب مي‌كرديم كه مدرك نداشته و اهل همان ايل و طايفه باشند. اينها را به طور مفصل در كتاب هايم ذكر كرده‌ام. دلايل زيادي داشت. نمي‌خواسيم كساني كه از همه جا رانده شده‌اند را دور خود جمع  كنيم. بنا نبود بنگاه خيريه راه بيندازيم. دنبال كساني بوديم كه با عشق و جديت كار كنند. جوان درس خوانده‌ شهري نمي‌توانست آنجا بازدهي مناسبي داشته باشد. فردا به فكر ادامه تحصيل مي‌افتاد، دلش براي شهر تنگ مي‌شد،‌مي‌خواست راحت‌تر زندگي كند. براي كسي كه در شهر بزرگ شده در آن شرايط مشكل بود و اين باعث مي‌شد نتواند به نحو احسن به كار خود بپردازد و در اين قضيه نبايد اشتباه مي‌كرديم و بايد كساني را بر مي‌گزيديم كه بتوانيم تا آخر روي آنها حساب كنيم. جالب است بدانيد نام يكي از كتاب‌هايم را از خاطراتهمان روزها گرفته‌ام. جوان ديپلم داري براي استخدام جهت معلمي به سراغ ما آمده بود و پس از اينكه مشخص شد مدرك ندارد و گزينش نشد پيش من آمد و با لحني جالب اصرار مي‌كرد «به اجاقت قسم» شد نام يكي از كتاب‌هاي من...

 

- به كتاب‌هايتان اشاره كرديد، با وجود مشغله‌هاي فراوان، پرداختن به نويسندگي شور و شوق بسيار مي‌خواهد و بيدار خوابي‌هاي زياد، از كتابهايتان بيشتر بگوييد.

 

اولين كتاب چاپ شده از من «عرف و عادت در عشاير فارس» نام دارد كه در سال 1324 به چاپ رسيد. آن زمان حدوداً 25 ساله بودم. در اين كتاب ايده مدرسه سيار عشايري را مطرح كرد. آن روز‌ها هنوز كسي در اين باره چيزي ننوشته بود. گمان مي‌كنم مرحوم مدرس يكبار در مجلس اين حرف را زده بود كه بايد براي عشاير مدرسه درست كرد. به هر حال اين كتاب كه من آن را در نوجواني يا جواني خود نوشته بودم، مورد توجه بسيار واقع شد و بزرگاني مانند صادق هدايت، خانلري، كريم كشاورز، مجتبي مينوي و... در موردش اظهار نظر كردند و زمينه‌اي شد براي اجراي عملي ايده ساخت مدارس متحرك عشايري. با وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 به دليل پاره‌اي سوء تفاهم‌ها از كار بيكار شدم.

آن زمان مدير كل آموزش عشايري كشور بودم و رسيدن به اين سمت با تلاش‌هاي بسيار اتفاق افتاده بود. سماجت من در اجراي اين طرح باعث شد كه با انجام آن در استان فارس و ايل قشقايي موافقت شود و وقتي نتايج غيرمنتظره آن را ديدند، پيشنهاد شد كه اين طرح در تمام استان‌هاي كشور انجام شود و من نيز با اين شرط كه به جاي تهران در شيراز كارم را ادامه دهم، پذيرفتم،‌ چرا كه نمي‌خواستم تمامي زحماتي را كه  اينجا كشيده‌ام رها كرده و به پايتخت بروم و پشت ميزنشين شوم. به هر حال فراغت حاصل از بيكاري فرصتي شد براي نوشتن كتابي ديگر به نام «بخاراي من،‌ايل من» كه به چاپ رسيدنش تا حوالي سال 1361 به طول انجاميد و استقبال بسيار خوبي از آن شد.

عده‌اي نثر آن را پاكيزه و روان دانسته و گروهي به خاطر محتواي آن نسبت به كتاب نظر مثبت داشتند.

دو سال بعد نيز كتاب «اگر قره قاچ نبود» را چاپ كردم و كتاب بعدي من نيز «به اجاقت قسم» نام داشت كه همگي اين كتاب‌ها از تجربيات و خاطرات من از زندگي ايلياتي مي‌گويند. حال هم كه ديگر خيلي پير شده‌ام و توان نوشتن ندارم و برايم مشكل است اما اگر توفيقي حاصل شود كتابي ديگر به نام «طلاي شهامت» را براي چاپ آماده مي‌كنم. من الان حدود 87 سال سن دارم و اين براي نوشتن كه فعاليتي سنگين است عمر زيادي است.

 

 

- به جايگاه مطالعه نيز در لحظات زندگي‌تان بپردازيد، بي‌شك بايد نقش مهمي در زندگي شما داشته باشد.

 

براي من كه ديگر نه پاي درستي براي رفتن دارم و نه مشغله‌ بيرون، با كتاب به اين سوي و آن سوي فرصت سفر كردن دست مي‌دهد. مي‌شود گفت به جز ساعاتي كه دوستان به ديدنم مي‌آيند و اوقاتم را با آنها مي‌گذرانم، بقيه ساعت‌هاي مفيدم را به كتاب خواندن مشغولم.

ادبيات را دوست دارم؛‌ رمان، شعر، فلسفه را نيز تا حدي كه برايم قابل فهم باشد. به دليل علاقه و اينكه از كودكي زبان فرانسه را فراگرفته‌ام، بيشتر كتاب‌ها را به زبان اصلي يعني فرانسوي يا گاهي مواقع انگليسي به دست آورده و مطالعه مي‌كنم. آثار كساني همچون هوگو، ولتر، روسو و... را به زبان اصلي خواندن لذت ديگري دارد.

 

 

- حال كمي شخصي‌تر؛ از آنچه باعث خوشحالي و مسرت يا ناراحتي و دلخوري‌تان مي‌شود، بگوييد.

 

 همچون هر انسان ديگري ديدار با دوستان و لحظاتي را كه با آنها مي‌گذرانم برايم لذت بخش است. مثل بقيه من هم وقتي به جايي دعوت مي‌شوم مانند جشن و بزرگداشت روز معلم كه همه ساله برپا مي‌شود و تعريف و تمجيدهاي ديگران رو مي‌شنوم كه نسبت به من و كارهايي كه انجام داد‌ام لطف دارند و گاه در اين اظهار لطف غلو هم مي‌كنند، احساس خوبي به من دست مي‌دهد و همين‌ها قوت قلبي مي‌شود براي ادامه مسير.

در مورد آنچه كه ناراحتم مي‌كند و رنج آور است بايد بگويم ديدن ظلم و ستمي كه به ديگران روا مي‌شود برايم غيرقابل تحمل و دردآور است. آدمي موجود بيچاره‌اي روي كره خاكي است، دچار ستم. تا بوده هم ظلم بر زمين حاكي بوده،‌كافي است چشم باز كني؛ استعمار انسان واقعيت دارد؛ تبعيض واقعيت دارد؛ ظلم واقعيت دارد. كره زمين ما امروزه كره مفتخري نيست. اين كره امروزه درگير مسايلي شده كه دور از شأن آدمي است. آمار قتل و جنايت روز به روز در حال افزايش است و در هر لحظه انسان بي‌گناهي قرباني مي‌شود. ديدن چنين صحنه‌هايي نه من كه هر انسان دلسوزي را ناراحت مي‌كند. نمي‌دانم، با اين همه ناداني‌ها،‌نژاد پرستي‌ها، ويراني‌ها و جنگ‌ها، با اين همه خونريزي‌هاي بشر، اينكه هنوز رودخانه‌ها و درياها آبي هستند و قرمز نشده‌اند، جاي تعجب دارد.

 

 

- به نظر شما و با توجه به نگاهي كه به دنيا و اتفاقات آن داريد، راهكار مبارزه با اين همه زشتي و بي‌انصافي كه از آن سخن گفتيد را چه مي‌دانيد؟

 

در اين بين سؤالي كه هميشه با من بوده، اين است كه «چه بايد كرد؟» به زعم من، تنها راه رهايي كسب دانش است؛ تحصيل سواد؛ سوادي واقعي نه برپايه مدرك و كارنامه. دانش يگانه حلال مشكلات انسان امروز است و آموزندگان آن يعني برآورندگان اين نياز بشري، نقش مهمي در ساختن دنياي امروز و فرداي آدمي دارند.

 

- از نقش مهم و اثرگذار معلمان و آموزگاران گفتيد. با نگاهي به وضعيت فعلي اين قشر قابل احترام و زحمتكش، به طور اختصار حاكم بودن چه نوع نگرشي را در انتخاب و تثبيت وضعيتشان پيشنهاد مي‌كنيد؟

 معلم‌ها بايد از بهترين‌ها باشند و به بهترين نحو ممكن نيازهاي آن‌ها برطرف شود.

معلمي كه از پس  مشكلات مالي‌اش برنيايد، قادر نخواهد بود توان خود را در امر آموزش با بازدهي بالا صرف كند.

او بايد از اين نظر تأمين باشد تا با فراغ بال به تدريس بپردازد. توانايي فردي‌اش را نيز بايد مورد توجه قرار دهيم. اينگونه نباشد كه هركس از هرجايي واماند به فكر معلم شدن بيفتد.

آنها بايد از همه لحاظ سرآمد باشند، چه از منظر توانايي‌هاي فردي و چه از لحاظ امكانات  مادي و رفاه زندگي چرا كه شايسته جايگاه رفيع معلم نيست كه انساني كم توان و درگير غم نان باشد.

بسياري مسايل را بايد دوباره با ديدي تازه براي خود تعريف كنيم. بعضي اصطلاحات نياز به تعاريف تازه دارند؛ همين كلمه معلم.

اين نام امروز در جامعه ما مترداف‌هاي غيرواقعي پيدا كرده. چرا بايد يك معلم كه در همه جاي دنيا جزو اقشار مهم محسوب شده و معمولاً  از گروه برخوردار به حساب مي‌آيد، در كشور ما به مشاغل ديگري مثل مسافركشي بپردازد. دانش آموزي كه معلم خود را در اين وضعيت مي‌بيند، چطور با اين قضيه برخورد مي‌كند و چه تأثيري بر ذهن او گذاشته مي‌شود. معلم‌ها انسان‌هاي شريف و به گواه تاريخ قابل احترام و بلند جايگاهي هستند كه متأسفانه امروزه كمتر به آنها  توجه مي‌شود و همه چيز محدود مي‌شود به برگزاري چند مراسم و حرف‌هايي كه گفته مي‌شود اما به مرحله عمل نمي‌رسد.


انتهاي پیام
 
 
 
 

جسد مومیایی دختر بواناتي به بوانات برگردانده شد .

مطلب از ایسنای فارس است.

 

فرماندار بوانات از بازپس گردندان جسد موميايي دختر بواناتي به اين شهرستان خبر داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، مهندس «محمدمهدي برومندي» فرماندار بوانات در جمع خبرنگاران در مورد این دختر مومیایی شده گفت: پرونده این جسد مربوط به سال 1387 است که به همراه تعدادی اشیاء عتیقه توسط قاچاقچیان به شهرستان اراک منتقل شده بود و با کار گسترده اطلاعاتی و قضایی توسط مسوولان استان و شهرستان موفق شدیم این جسد را به شهرستان بوانات باز گردانیم.
مهندس برومندی افزود: این جسد هم اکنون در شهرستان بوانات نگهداری می‌شود.
وی در خصوص قدمت این مومیایی اظهار كرد: آزمایشات در حال انجام است و باید بسترهایی در ارتباط با نگهداری آن آماده شود.
برومندي با اشاره به قدمت تاریخی بوانات و کشف اشیاء عتیقه در اين شهرستان، ادامه داد: علت تاخیر در ساخت موزه بوانات وجود اختلاف با پیمانکار ساخت است كه خوشبختانه در سفر اخیر استاندار به بوانات بودجه قابل توجهی به موزه مردم شناسی این شهرستان تعلق گرفت و ساخت آن به سرعت در حال پیشرفت است.

جسد 105 سانتی متری دختري که تقریبا تمام اعضای بدن آن سالم است، دو سال پیش در روستای گلپاي بوانات کشف و توسط قاچاقچیان از شهرستان خارج شده بود.


نقش برجسته هاي برم دلك هدف تيراندازي قرار دارند!

 

مطلب از ایسنای فارس است.

 

هيچ گردشگري نمي تواند از مجموعه منحصر به فرد برم دلك ديدن كند

دبير شوراي عالي توسعه گردشگري فارس با انتقاد از وضعيت اسفناك منطقه برم دلك در شيراز گفت: مجموعه ساساني برم دلك يكي از آثار ارزشمند و فاخر شيراز است اما متاسفانه به دليل بي توجهي به اين مجموعه برخي افراد با تفنگ بادي نقش برجسته هاي اين اثر تاريخي را هدف قرار داده و به اين نقش برجسته ها شليك مي كنند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، امير سبوكي در جلسه شوراي عالي گردشگري فارس، با اشاره به اينكه مجموعه برم دلك تنها اثر دوره ساساني در شيراز است گفت متاسفانه اين مجموعه هنوز به جاذبه گردشگري تبديل نشده و هيچ گردشگري نمي تواند از اين مجموعه منحصر به فرد ديدن كند.

 

بافت تاريخي شيراز پر از معتادان پر خطر است

 چند نرخي شدن اماكن تاريخي و گردشگري شيراز از اقامت گردشگران كاسته است

وي سپس به نبود امنيت در بافت تاريخي شيرازاشاره كرد و گفت: بافت تاريخي شيراز پر از معتادان پر خطر است و آنها مسيرهاي گردشگري بافت را قرق كرده اند،به نحوي كه در حال حاضر امنيت مناسب براي گردشگران داخلي و خارجي در اين مناطق وجود ندارد.

سبوكي همچنين به يكسان سازي نرخ ورودي اماكن تاريخي در شيراز تاكيد كرد و گفت: چند نرخي شدن اماكن تاريخي و گردشگري شيراز موجب شده از مدت اقامت گردشگران ورودي به فارس كاسته شود.

بنا بر  گفته رئیس انجمن صنفی راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی استان فارس،  آژانس هاي كشوربازديد از نارنجستان قوام،باغ ارم و مسجد نصير الملك را از برنامه تورهاي خود خذف كرده اند كه اين مسئله باعث شده يك شب اقامت گردشگران در شيراز كم شود.

سبوكي ادامه داد: نرخ ورودي باغ ارم و نارنجستان قوام براي گردشگران خارجي 4 هزار تومان و براي گردشگران ايراني 700 تومان است كه همين مسئله در كاهش اقامت گردشگران در شيراز موثر است.

 

دانشگاه شيراز با تعطيلي چند ساعته باغ ارم و نارنجستان قوام  با منافع استان بازي مي كند

 

وي با اشاره به اينكه مكان هاي ياد شده زير نظر دانشگاه شيراز است خواستار اصلاح قوانين مربوط به اين مكان ها از سوي اين دانشگاه شد و گفت: متاسفانه دانشگاه شيراز با تعطيلي چند ساعته باغ ارم و نارنجستان قوام و همچنين دو نرخي بودن بليت ورودي اين اماكن با منافع استان بازي مي كند كه جا دارد هرچه سريعتر به اين موضوع رسيدگي شود.

رئیس انجمن صنفی راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی استان فارس در ادامه به مشكلات اين صنف پرداخت و گفت: فارس 700 راهنماي گردشگري دارد واما علي رغم اينكه از آنها به عنوان سفيران فرهنگ ياد مي شود،زير پوشش هيچ بيمه اي قرار ندارند، در صورتي كه فقط با اختصاص 25 ميليون تومان زير چتر حمايتي بيمه قرار مي گيرند.

 

دومين هتل سنتي در بافت تارخي شيراز دهه فجر افتتاح مي شود

 

بنا بر گزارش خبرنگار ايسنا در اين جلسه همچنين دكتر محمد رضا بذرگر مدير كل ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري فارس با تاييد سخنان دبير شوراي عالي توسعه گردشگري استان در رابطه با مشكل دو نرخي بودن  اماكن تاريخي و گردشگري شيراز،گفت: در يكي از جلسات كارگروه گردشگري استان كه در سال گذشته برگزار شد،مققر گرديد ورودي تمامي اماكن تاريخي و گردشگري فارس بنا بر نرخ مصوب باشد اما متاسفانه دانشگاه شيراز اين موضوع را رعايت نمي كند و دلايل خاصي هم ارائه مي دهد.

وي نيز وضعيت اسفناك مجموعه برم دلك را تاييد كرد و گفت: اين اثر تاريخي روز به روز در حال تخريب است و تنها راه برون رفت آن نيز تملك زمين هاي اطراف مجموعه است.

وي تصريح كرد: زمين هاي اطراف مجموعه مالك خصوصي دارد و چنانچه بتوانيم اين زمين ها را تملك كنيم برم دلك از اين وضعيت نجات يافته و شيراز صاحب يك مجموعه گردشگري منحصر به فرد خواهد شد.

مدير كل ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري فارس، همچنين به تغيير كاربري بناهاي تاريخي در بافت قديم شيراز اشاره كرد و گفت: دومين هتل سنتي در بافت تارخي اين كلانشهر در دهه فجر افتتاح مي شود.

 

فروش تپه و كوه در شيراز پديده بسيار نادري است!

 

بنا بر گزارش خبرنگار ايسنا استاندار فارس نيز پس از اين اظهارات عنوان كرد: نرخ ورودي اماكن تاريخي و گردشگري شيراز مورد بررسي قرار مي گيرد و در رابطه با آن تصميم  نهايي خواهيم گرفت.

رئيس شوراي عالي توسعه گردشگري فارس همچنين خواستار برآورد ارزش تملك زمين هاي اطراف مجموعه تاريخي برم دلك شد و گفت: اداره كل ميراث فرهنگي فارس نسبت به برآورد هزينه تملك اين اراضي اقدام كند تا بتوانيم حريم برم دلك را آزاد كنيم.

وي با انتقاد از خريد فروش اراضي منطقه برم دلك در شيراز گفت:فروش تپه و كوه در شيراز پديده بسيار نادري است و اين مسئله بايد مورد بررسي قرار گيرد.

 


انتهاي پیام
 
 
 

برگزاري همايش بين المللي ايران شناسي در شيراز

 

مطلب از ایسنای فارس است .

معاون سياسي امنيتي استانداري فارس خبر از برگزاري همايش بين المللي ايران شناسي در شيراز داد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، دكتر حامد دهقانان معرفي ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي ايران در زمينه‌هاي مختلف، تجليل از ‏ايرانشناسان برتر داخل و خارج از كشور و ايجاد فضاي فرهنگي جهت تبادل اطلاعات ‏ايران شناسان داخلي و خارجي  را از مهمترين اهداف برگزاري همايش بين المللي ايران ‏شناسي برشمرد.

وي همچنين گفت: همايش ‏بين المللي ايران شناسي اهداف مهم ديگري را از جمله ايجاد انگيزه جهت پژوهش در ‏ارتباط با ايران در داخل و خارج از كشور، ايجاد زمينه مناسب جهت تحقيق و پژوهش ‏ايرانشناسان خارجي درباره ايران، معرفي فرهنگ، ادب و تمدن ايران اسلامي به جهان، ‏تجليل از مقام علم و دانش پژوهي و تضعيف تبليغات سوء از سوي جهان غرب درباره ‏ايران را نيز دنبال مي كند.‏

دكتر حامد دهقانان ادامه داد: همايش بين المللي ايران شناسي، اوايل سال1390 در شهر شيراز برگزار مي شود.‏

وي به نقش برجسته و درخشان ايران در تحولات بزرگ بشري نيز اشاره  و ‏تصريح كرد: بر اساس نظريه‌هاي تاريخ دانان ملي و بين المللي، بسياري از تحولات ‏بزرگ بشري مربوط به نقش بارز و ارزشمند ايرانيان مي باشد.‏

رييس شوراي اطلاع رساني استان فارس در ادامه سخنانش، رواج گسترده ‏مبادلات بر مبناي پول و سكه توسط داريوش هخامنشي را از مهمترين نقش‌هاي ‏ايرانيان در عرصه تحولات بزرگ بشري برشمرد. ‏

دكتر دهقانان در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه در ايران مجموعا ‏حدود 75 زبان و گويش رواج دارد تصريح كرد: در كشور عظيم و پهناور ايران اسلامي، ‏اقوام زيادي از جمله پارسي، فارس، آذربايجاني، كرد، لر، بختياري، بلوچ، مازندراني، ‏گيلك، قشقايي، عرب، لك، تالشي، تركمن، خلج، آشوري، كلداني، مندايي صائبي، تات، ‏گرجي، سيستاني، ارمني و يهودي زندگي مي كنند.‏

وي با اشاره به اينكه ايران از نظر ذخائر معادن و منابع 11 درصد ذخاير نفت ‏جهان و 18 درصد گاز جهان را در اختيار دارد، اظهار داشت: ايران دومين صادر كننده ‏اپك و چهارمين توليد كننده نفت جهان است.‏

مشاور عالي استاندار فارس ظرفيت هاي بسيار بالاي گردشگري ايران را به ‏عنوان يك صنعت براي رشد و توسعه مثبت دانست و افزود: بر اساس گزارش سازمان ‏جهاني جهانگردي، ايران رتبه دهم جاذبه هاي باستاني، تاريخي و رتبه پنجم جاذبه ‏هاي طبيعي را در جهان داراست ولي با اين وجود تاكنون چندان در جذب گردشگران ‏داخلي موفق نبوده است.‏

دكتر دهقانان دعوت از ايران شناسان داخلي و خارجي، اجراي برنامه موسيقي ‏سنتي و محلي، برگزاري نمايشگاه كتاب، عكس، سند با موضوع ايران شناسي، برگزاري ‏نمايشگاه زندگي فارس و اعطاي نشان و جايزه ايران شناسي را از جمله برنامه هاي اين ‏همايش بين المللي عنوان كرد و افزود: انتشاركتاب مجموعه مقالات ايرانشناسي، انتشار ‏كتاب با موضوع ايران به زبان هاي مختلف از ديگر برنامه هاي جانبي همايش بين ‏المللي ايران شناسي در شهر مقدس شيراز خواهد بود.‏

وي در عين حال اظهار داشت: در اين همايش بين المللي، كتاب برتر ‏ايرانشناسي انتخاب و از نويسندگان آن تجليل به عمل مي‌آيد.‏

گفتني است، همايش بين المللي ايران شناسي از جمله طرح هاي فرهنگي ‏بنياد فارس شناسي استان فارس  است كه در كارگروه تخصصي فرهنگي اجتماعي ‏استان فارس به تصويب رسيده و قرار است ‏اوايل سال1390 در شيراز برگزار شود.‏    

وضعيت اسفناك مقبره منصوب به آبش خاتون در شيراز

 

مطلب از ایسنای فارس است .

 

 








































عكس - هخامنش يونسي - ايسنا

وجود اساتيد فرهنگ و هنر امروز ناشي از قرن‌ها سيطره امپراطوري فرهنگي ايران است.

 

مطلب را از ایسنای فارس گرفته ام .

استاندار فارس با حضور در منزل استاد «ابوالقاسم فقيري» با اساتيد هنرمند و پيشكسوت شيرازي، استاد «يدالله طارمي»، استاد «ابوالقاسم فقيري» و استاد «امين فقيري» ديدار و گفت‌وگو كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، «روح‌الله احمدزاده كرماني»، با ابراز خرسندي از اين ديدار گفت: تا قبل از حضور و استقرار در استان فارس تصور نمي‌كردم كه اين استان تا به اين حد برخوردار از ذخاير انساني، ادبا، هنرمندان و فرهيختگان باشد ولي اكنون دريافته‌ام كه استان فارس گنجينه‌اي از انسان‌هاي فرهيخته، هرمندان متعهد و اساتيد برجسته و كم نظير است.
استاندار فارس ادامه داد: مصاحبت و مجالست با اساتيد فرهيخته، فرهنگ‌وران و هنرمندان فرصت مغتنمي است تا با درس آموزي و حكمت آموزي، روح و افكار انسان تعالي پيدا كند.
وي با اشاره به فرهنگ و تمدن غني و پربار ايران اسلامي گفت: اساتيد اهل فرهنگ و هنر امروز حاصل برآيند تاريخي قرن‌ها سيطره امپراطوري فرهنگي ايران است.
استاندار فارس با بيان اينكه تجليل از علم و هنر و مقام عالم و هنرمند از دلايل ديدار با هنرمندان و فرهنگوران است، اظهار كرد: ملت ايران مستظهر و مفتخر به پيشينه‌اي است كه سراسر انسانيت، وحدانيت، عدالتخواهي و ظلم ستيزي است و اين فرهنگ و تمدن و اين پيشينه ارزشمند امروز بيش از همه در اساتيد و اهالي فرهنگ و هنر جلوه نمايي مي‌كند كه براي پاسداشت آن، بايد مقام فرهنگ‌وران و فرهيختگان مأنوس با هنر را گرامي داشت و از ايشان تجليل كرد.
مقام عالي دولت در استان فارس با اشاره به رويكرد فرهنگي دولت دهم، تصريح كرد: برنامه هاي فرهنگي دكتر احمدي نژاد  در دولت دهم در حال شكوفايي و رسيدن به منصه ظهور است كه يكي از شاخص‌هاي اصلي آن تجليل، تكريم و در عين حال حمايت همه جانبه از اهالي فرهنگ و هنر است.
در اين ديدار استاد طارمي ضمن بيان ديدگاه‌هاي خود و طرح چند پيشنهاد در حوزه فرهنگ و هنر استان به قرائت برخي اشعار خود پرداخت. استاد فقيري نيز ضمن بيان نظرات خود تعدادي از دست نوشته‌ها و دل نوشته‌هاي خود را كه عمدتاً به بزرگان علم و ادب و هنر تقديم شده است قرائت كرد. هر يك از اين اساتيد تعدادي از آثار قلمي نفيس خود را كه به زيور چاپ آراسته شده‌اند به دكتر احمدزاده اهداء كردند.


در آغاز به کار مرکز جهرم شناسی کتاب "جهرم در پویه تاریخ" رونمایی شد .

 

 

 

                                            

 

مطلب را از سایت بنیاد فارس شناسی گرفته ام.

کتاب "جهرم در پویه تاریخ" اثر و پژوهش دکتر جمشید صداقت کیش، فارس پژوه برتر استان رونمایی شد.

در نقشه فارس به جنوب باختری شیراز که بنگریم، شهری از باغ های مرکبات و نخل های سر به فلک کشیده را خواهیم یافت که با وزش هر نسیم عطر بهار نارنج به همراه خرمای شهدآلود شاهانیش، غبار خستگی را از تن ربوده و خونگرمی و سخت کوشی مردمان این دیار با صفا را به رخ می کشد. شهر زیبا و گذشته تاریخی جهرم که پژهشگران از آن به عنوان جنگل نخل یاد کرده اند.

طی مراسمی همزمان با شروع به کار مجدد مرکز جهرم شناسی از کتاب "جهرم در پویه تاریخ" پژهش و تدوینی 18 ساله به همت دکتر جمشید صداقت کیش رونمایی شد.

در این مراسم داوود ملکوتی فرماندار جهرم، نبود حمایت و جدیت را علت دوام نیافتن دور اول فعالیت مرکز جهرم شناسی برشمرد و جدیت و اراده و تلاش همه مردم و مسئولین در دور جدید فعالیت این مرکز خبر داد و اظهار داشت مرکز جهرم شناسی می تواند مرکزی برای شناسایی و معرف ویژگی ها و جاذبه های جهرم باشد.

داود ملکوتی یاری رساندن مرکز جهرم شناسی در جهت معرفی جهرم و ویژگی های آن را از همگان خواستار شد.

جهان مهین سرپرست مرکز جهرم شناسی در این مراسم با اشاره به افتخاری که بخاطر رونمایی از شصت و هفتمین اثر دکتر صداقت کیش نصیب شهر جهرم شده است، از رونمایی کتاب فرهنگ فارسی جهرمی اثر صمد فرزین نیا در آینده ای نزدیک و تجلیل از نیم قرن تلاش او در تألیف این کتاب خبر داد و تاکید کرد: یاری و مساعدت همه مسئولین و شهروندان جهرم مرکز جهرم شناسی را در رسیدن به اهداف خود امری مؤثر دانست.

دکتر جمشید صداقت کیش فارس پژوه برتر استان فارس و مؤلف کتاب "جهرم در پویه تاریخ" در سخنانی پیشنهاد داد: کتابخانه تخصصی جهرم شناسی ایجاد شود و کتابها و مقالاتی که در مورد جهرم نوشته و یا جهرمی ها آن را نوشته اند در آن جمع آوری شود.
وی با اشاره به اینکه منابع فراوانی وجود دارد که در پژوهش خود استفاده نکرده، افزود: در کتابخانه مرکزی کشور مراکش کتابی مربوط به سده ششم هجری در مورد ایل عرب فارس است و یقیناً در این کتاب مطالبی در مورد جهرم وجود دارد.
وی سپس با اشاره به کتابهایی که در دوران صفویه سیاحان نوشته اند، گفت: فقط 14 عنوان از این کتب ترجمه شده و با توجه به اینکه تا سال 1100 هجری قمری راه بندر عباس-شیراز-اصفهان از جهرم می گذشته، در این کتابها اطلاعاتی در خصوص جهرم و وقایع آن زمان وجود دارد، که با ترجمه این منابع می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

در پایان این مراسم لوح سپاسی از طرف فرماندار جهرم به دکتر صداقت کیش و دکتر صفی پور مدیر بنیاد فارس شناسی اهدا شد.

 

مدیر بنیاد فارس شناسی: مرکز جهرم شناسی فعالیت خود را آغاز می کند

 

 

                                      

 

مطلب را از سایت بنیاد فارس شناسی گرفته ام .

دکتر صفی پور مدیر بنیاد فارس شناسی از شروع به کار مرکز جهرم شناسی خبر داد و افزود: این مرکز فردا با حضور مسئولان شهرستان جهرم افتتاح می شود.

دکتر صفی پور ضمن ابراز اینکه در تلاشیم تا مراکز شهرستان شناسی را در تمامی شهرستان های فارس فعال کنیم گفت: از فعالیت های فرهنگی، کارهای پژوهشی و تحقیق، انتشار کتاب و برپایی مراسم فرهنگی از جمله برنامه هایی است که در ایم مراکز اجرا می شود.

وی با اشاره به اینکه فعالیت های این مراکز زیر نظر بنیاد فارس شناسی است، اضافه کرد: با راه اندازی و فعال سازی این مراکز سعی داریم تمامی فعالیت های فرهنگی که در بنیاد فارس شناسی انجام می شود در سطح شهرستان ها نیز اجرا کنیم.

دکتر صفی پور با بیان اینکه بنیاد فارس شناسی نهادی غیر دولتی و خیریه است، حمایت از فعالیت های فرهنگی سازمان های مردم نهاد و افراد غیر دولتی را ازجمله وظایف این بنیاد نامید و در ادامه گفت: هم اکنون در شهرستان های صفاشهر و داراب این مراکز راه اندازی شده است.

دکتر صفی پور در پایان با  بیان اینکه همزمان با مراسم افتتاح مرکز جهرم شناسی کتاب "جهرم در پویه تاریخ"  رونمایی می شود، افزود: کتاب جهرم در پویه تاریخ از انتشارات بنیاد فارس شناسی است که با حضور دکتر جمشید صداقت کیش نویسنده این کتاب و همچنین مسئولان شهرستان جهرم، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولان محلی رونمایی خواهد شد.

 

منازل پشت حافظيه براي پيوستن به باغ موزه مشاهير تملك مي‏شوند.

 

 

 

 

 

مطلب از ایسنای فارس است .

 

قائم مقام اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری فارس از تملک تعدادی از پلاک های واقع در طرح ایجاد باغ موزه مشاهیر با همکاری شرکت عمران و بهسازی فارس خبر داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس،‌ بهزاد علی ثابت با اعلام این خبر گفت: در ادامه طرح تملک منازل مسکونی واقع در طرح باغ موزه مشاهیر ایران و جهان در پشت آرامگاه حافظ با هماهنگی شرکت عمران و بهسازی فارس حدود 25 قواره زمین مسکونی که در مالکیت این شرکت است با ارزش بیش از 30 میلیارد ریال و همچنین میزانی از اعتبارات تملکی این اداره کل به طرح تملک منازل مسکونی پشت آرامگاه اختصاص يافته که به طرح تملک منازل مسکونی پشت آرامگاه اختصاص می‏یابد که به طور معوض به مالکانی که منازل آنها در طرح واقع شده است تعلق می گیرد.

وی همچنین از تشکیل تیم مشترک تملک میراث فرهنگی و عمران و بهسازی فارس در آینده نزدیک خبرداد و گفت : با تعریف این تیم مشترک موضوع تملک پلاک های پشت آرامگاه تسریع داده می شود.

قائم مقام میراث فرهنگی فارس با اشاره به آماده شدن نقشه اولویت بندی طرح تملک گفت: اولیت تملک ها مشخص شده است و با مالکان به زودی وارد مذاکره خواهیم شد.

بهزادعلی ثابت با اشاره به اینکه طرح ایجاد باغ موزه مشاهیر یکی از بزرگترین پروژه های فرهنگی کشور و از مصوبات دور اول سفر هيات دولت به فارس است، تصريح كرد: با تلاش مجدانه مدیریت و کارشناسان این اداره کل مشکلات پیش روی پروژه به تدریج حل و فصل شده و خوشبختانه پروژه پیشرفت فیزیکی مناسبی داشته است و در فاز اول حدود 2/3 هکتار از املاک پشت آرامگاه حافظ تملک و تسطیح شده و فاز دوم تملک نیز با همکاری شرکت عمران و بهسازی به زودی آغاز می شود .

وی خواستار توجه ویژه مسوولان استان به این پروژه شد و گفت: به نتیجه رسیدن این پروژه بزرگ حمایت جدی مسوولان استان، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، نماینده محترم ولی فقیه در استان فارس، استاندار محترم و تمام دلسوزان و علاقمندان به فرهنگ و هن و ادب را می طلبد.

به گزارش ايسنا، طبق طراحی های انجام شده این باغ موزه در زمینی به وسعت 8/2 هکتار احداث خواهد شد که 21 هزار متر مربع از آن به باغ موزه و فضای باز و مابقی به فضای بسته موزه ای اختصاص می یابد.

نصب بیش از 36 مجسمه برنزی از مشاهیر ایران وجهان همراه با بیوگرافی آنها در فضای باغ موزه، ساخت مجموعه باغات، فضاهای نمایشگاهی، سالن آمفی تئاتر و کلاس های آموزشی در طرح پیش بینی شده است پروژه موزه منطقه ای در شمال آرامگاه حافظ و در نتیجه تکمیل پروژه عرفان که حافظیه را به هفت تنان متصل می کند نیز مسیر گردشگری جدیدی با امکانات ویژه و خاص را در شیراز ایجاد خواهد كرد.


زلزله استواری قامت تخت جمشید را تهدید می‌کند!

 

       

مطلب را از ایسنای فارس گرفته ام .

مشاور معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرد: شرایط بخش‌هایی از دیوار ورودی پله‌های تخت جمشید چنان بحرانی است که با کوچک‌ترین زلزله، احتمال ریزش آن‌ها وجود دارد.

دکتر سیدعبدالعظیم امیرشاه‌کرمی در گفت‌و‌گو با خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بیان کرد: در قسمت چپ پله‌های ورودی تخت جمشید، تعدادی از سنگ‌های دیوار دچار هوازدگی شدید شده و علاوه بر پوسیدگی و هوازدگی سنگ‌ها، ترک‌هایی در سه نقطه از دیوار به‌وجود آمده است. به همین دلیل، استحکام‌بخشی و مرمت این نقاط که حالت بحرانی دارد، باید در اولویت قرار گیرد، زیرا احتمال ریزش آ‌ن‌ها با کوچک‌ترین زلزله وجود دارد.

 

این متخصص سازه، ژئوتکنیک و مدل‌سازی توضیح داد: به‌لحاظ مهندسی، مهم‌ترین بخش سازه‌های تخت جمشید، دیواری است که صفه، پشت و درون آن قرار گرفته است. این دیوار علاوه بر وزن خود و تأسیسات روی آن، نیروی رانش مصالح پرکننده‌ی پشت آن را نیز تحمل می‌کند.

او ادامه داد: عوامل آسیب‌رسان به این دیوار شامل زلزله (تخت جمشید دست کم روی دو گسل فرعی قرار دارد)، شیب دامنه و احتمال اختلاف نشست، رطوبت زمین و داخل صفه و تبخیر از سطح دیوار به‌علت خشکی هوا و وزش باد است.

شاه‌کرمی با بیان این‌که برای حفاظت و بهره‌گیری از تخت جمشید باید آن را از منظرهای مختلف نگاه و راه برخورد با آن را انتخاب کرد، گفت: برای این کار، استعدادهای نهفته در تخت جمشید که براساس آ‌ن‌ها، این بنا برپا مانده، با توجه به این‌که در شرایط سخت زمین‌شناسی و آب‌وهوایی است، باید شناسایی و بازخوانی شود تا از تخت جمشید بتوان حفاظت کرد.

شاه‌کرمی ادامه داد: تخت جمشید از منظر مهندسی، سازه‌ای پیوسته، نرم و با عملکرد بسیار مناسب در مقابل بارهای زلزله و دفع رطوبت است. سازه‌ی باربر آن فقط از دو نوع مصالح، یعنی سنگ معدنی آهکی و برحسب مورد، ماسه‌سنگ (در مکان‌هایی خاص) و بست‌های فلزی ساخته شده است. هم‌چنین ابتکار اصلی، در طرح اتصالات اصطکاکی بدون ملات است. علاوه بر این، دیوارهای داخلی خشتی هستند و در شرایط زلزله درون قاب‌های سنگی محبوس شده‌اند.

وی درباره‌ی نقاط بحرانی تخت جمشید توضیح داد: با توجه به این‌که دیوارهای باربر و برشی تخت جمشید، خشتی و بسیار قطور هستند و بین کلاف‌های سنگی مانند قاب‌های سردرها قفل و بست شده‌اند، این دیوارها براثر فرسایش و تخریب به خاک رس و با گذر زمان و ایجاد مواد ارگانیک مانند ریشه‌ی گیاهان به عوامل آسیب‌رسان تبدیل و اکنون این آلاینده‌ها (خاک‌های آلوده) به داخل صفه و پشت دیوارها هدایت شده‌اند.

او اظهار کرد: سیستم حفاظتی طراحی‌شده در بخش شمالی دیوار تخت جمشید، در سمت چپ پلکان از کار افتاده و این ناحیه در شرایط بسیار بدی است. البته فرسایش در دیوار سمت چپ به‌علت خاک‌های رس روی صفه بسیار شدیدتر و بحرانی‌تر از سمت راست است، یعنی سیستم حفاظتی سمت راست پلکان هنوز فعال است. هم‌چنین سنگ‌های دیوار، آهکی است و فرسایش شیمیایی، هیدرولوژیکی، حرارتی و مکانیکی (تنش زیاد) سبب شده است که در سه محل از دیوار سمت چپ شرایط بحرانی به‌وجود آید.

این متخصص سازه، ژئوتکنیک و مدل‌سازی تأکید کرد: در این راستا، دو موضوع اورژانسی را باید در نظر گرفت و به آن‌ها عمل کرد؛ نخست این‌که باید به فکر راه‌اندازی و مرمت مهندسی حفاظت از صفه در سمت چپ پلکان بود، یعنی سیستم هوادهی درون صفه (گربه‌روها) دوباره باید احیا و آلاینده‌های روی صفه (خاک‌های رس با بقایای بیولوژیکی) منتقل شود. دیگر این‌که استحکام‌بخشی و مرمت سه نقطه از دیوار سمت چپ پله‌ها که حالت بحرانی دارد و احتمال ریزش آن‌ها در کوچک‌ترین زلزله وجود دارد، باید در اولویت قرار گیرد.