مراسم تجليل و رونمايي از كتاب دكتر حبيب آيت الهي برگزار شد .

خبر را از ایسنای فارس گرفته ام .
|
مراسم تجليل از چهره ماندگار هنرهاي تجسمي و عضو انجمن هنرهاي تجسمي يونسكو عصر
ديروز در شيراز برگزار شد. |

خبر را از ایسنای فارس گرفته ام .
|
مراسم تجليل از چهره ماندگار هنرهاي تجسمي و عضو انجمن هنرهاي تجسمي يونسكو عصر
ديروز در شيراز برگزار شد. |

خبر از ایسنای فارس است .
قديمي ترين سند محافظت شده موجود در مركز اسناد و كتابخانه ملي ايران مربوط به استان فارس است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)منطقه فارس، اين
سند كه در جريان بازديد خبرنگاران رسانههاي فارس رونمايي شد مربوط به سال 726 هجري
قمري و يك دستور معافيت مالياتي در منطقه كوهك فارس است كه دختر علي اصغر حكمت آن
را به مركز اسناد اهدا كرده است.
در اين سند كه متعلق به منطقه كوهك فارس
است، مالكيت يك شخص بر اين منطقه توسط آخرين پادشاه ايلخاني در سال 726 هجري قمري،
احراز شده است.
بر پايه اين گزارش سند ياد شده بيش از 700 سال قدمت كرده و
قديمي ترين سند محافظت شده در مركز اسناد و كتابخانه ملي ايران است.
خبر از ایسنای فارس است .
به مناسبت رونمایی از سه کتاب جدید دکتر حبیب الله آیتاللهی، طی مراسمی از چندین دهه جهاد علمی و عملی وی تجلیل مي شود.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه فارس، در این برنامه دکتر آیت اللهی درباره¬ی این مجموعه آثار تالیفی، و بیان موضوعاتی در رابطه با هنر معاصر ایران و آینده پیش روی آن، به سخنراني می¬پردازد. این مجموعه مقالات با عنوان «مجموعه نوشتارهایی در هنر» که در هشت مجلد به چاپ خواهد رسید و هم اکنون از سه جلد آن رو نمایی خواهد شد، اطلاعات و مفاهیم کاملی از هنر را در اختیار مخاطب قرار می¬دهد و نتیجهی سالها علم اندوزی و تجارب هنری ایشان در عرصههای مختلف هنر است که به نسل جوان ایران تقدیم شده است.
این گزارش میافزاید: "حبيبالله آيتاللهي در 16 اسفند 1313 متولد شد. پدرش آيتالله حاج شيخ محمد جواد آيتاللهي و پدر بزرگش آيتالله حاج ميرزا عبدالباقي آيتاللهي و مادرش دختر آيتالله حاج سيد عبدالحسين لاري است.
پنج ساله بود كه به مكتب رفت تحصيلات ابتدايي را در دبستاني در شيراز و دوره¬ي متوسطه را در دبيرستانهاي حيات و حاج قوام این شهر سپري كرد. از كودكي به ادبيات و به خصوص نقاشي علاقهمند بود، از اين رو براي تحصيلات دوره¬ی عالي وارد دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران شد و در سال 1338 با كسب مقام دانشجوي ممتاز از تحصيل فراغت يافت.
آيتاللهي كه مشمول قانون اعزام دانشجويان رتبه اول به خارج از كشور بود، راهي فرانسه شد و سه سال در آتليههاي لوگو و اوژم به كسب هنر پرداخت.
سپس به مدرسه عالي هنرهاي زيباي پاريس رفت در آنجا شيوههاي تازه نقاشي و نيز نقاشي ديواري را فرا گرفت پس از آن به مدرسة عالي هنرهاي تزئيني پاريس راه يافت و در رشته آذينگري، معماري داخلي، نقاشي ديواري جديد، پيكرهسازي و طراحي صنعتي تخصص گرفت.
به موازات آن در دانشگاه سوربن به تحصيل پرداخت و در سال 1349 در رشته تاريخ هنر تحليلي و تطبيقي به گرفتن درجه دكتري توفيق يافت. عنوان پاياننامه دكتري او مقايسه عناصر هنر ايراني پيش از اسلام و پس از اسلام است.
سپس به ايران بازگشت و در سمت استاديار در دانشكده¬ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به تدريس هنرهاي تجسمي پرداخت. در سال 1351 در مدرسه عالي ساختمان، رشته معماري داخلي را تأسيس كرد كه اداره آن نيز با خود وي بود.
در سال 1354 با گرفتن فرصت مطالعاتي بار ديگر عازم فرانسه شد و دوره كارشناسي ارشد زيباييشناسي و دانش هنر و دورة دكتري هنرهاي تجسمي علمي و عملي را با موفقيت گذراند و در همان مدت در رشته شهرسازي نيز آموزش يافت و به گرفتن درجهاي معادل دكتري در آن رشته شد. در سال 1356 شش ماه در دانشگاه سوربن به تدريس هنرهاي اسلامي پرداخت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي به ايران بازگشت و سرپرستي گروه برنامهريزي هنر و گروه ترجمه و تأليف كتابهاي هنري و نيز رياست دانشكده هنرهاي زيبا را به عهده گرفت. همچنين به عضويت شوراي عالي علوم انساني ستاد انقلاب فرهنگي برگزيده شد. آيتاللهي تدريس خود را در دانشگاه هايي چون تهران، الزهرا، آزاد اسلامي، شاهد، تربيت مدرس، صدا و سيما و دانشگاه هنر ادامه داده است. او در سالهاي تصدي خود موفق شد رشته هنر دانشكده معماري و هنر يزد و نيز دانشكده هنر زاهدان را بنياد نهد. آيتاللهي مؤسس دانشكده هنر دانشگاه شاهد و تدوينكننده برنامههاي آن دانشگاه بود. او از مؤسسان موزه هنرهاي سنتي سازمان صنايع دستي است و با موزه هنرهاي معاصر در ارزيابي آثار هنري خارجي همكاري دارد."
به گزارش ایسنا، مراسم ياد شده روز شنبه پانزدهم اسفند ساعت 16 در تالار اجتماعات سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس، برگزار مي شود.
مطلب را از سایت تابناک گرفته ام .
هزاران شيء تاريخي باقيمانده از پارينهسنگي تا زمان معاصر در انبارهاي نمور موزه ملي ايران روي هم تلمبار شده است.
به گزارش فارس، امروز درهاي انبارهاي موزه ملي ايران به روي خبرنگاران و عكاسان باز شد.
انباري
در زيرزمين موزه ايران باستان؛ كارتنهاي تلمبار شده مواد شوينده، شيريني
و دستمال كاغذي چشمنوازي ميكند، فضاي نمناك و نيمه تاريك.
اشيايي ظاهراً سفالي كه خردههاي آنها زير پاي خبرنگاران خردتر و خردتر ميشود.
روي هر يك از كارتنها يا محل كشف اشياي تاريخي درون آنها قيد شده يا نوشته بودند، نام محل: نامشخص.














گزارش را از خبرگزاری مهر گرفته ام .
قرار دادن راه پله های چوبی بر پله های ورودی تخت جمشید و کاخهای صد ستون و کاخ آپادانا که قرار بود به عنوان محافظ سنگهای پله های این بنا باشد سه سال و نیم پس از اجرا آسیبهای غیر قابل جبرانی به مشهورترین بنای تاریخی ایران وارد کرده است.
به
گزارش خبرنگار مهر، جمع شدن دراز مدت آشغال و خاک و وجود رطوبت بالا در
زیر این راه پله های چوبی که در زمان اجرای خود به عنوان طرحی برای محافظت
از سطوح سنگی راه پله ها و دیگر مسیرهای محل عبور تخت جمشید عنوان می شد
هم اکنون به یکی از عوامل آسیب رسانی به این بنای معظم تاریخی بدل شده است. با وجود اینکه مسئولان بنیاد پارسه پاسارگاد جنس چوب
بکار رفته در لایه محافظ چوبی پله های سنگی تخت جمشید را ساج هندی و ضد آب
اعلام کرده اند اما فضای میان این لایه چوبی و سنگهای بنا به دلیل رطوبت
بالا و عدم نظافت و محافظت محل رشد انواع گیاهان و قارچها و در پاره ای
مواقع جانوران شده است. ایجاد لایه چوبی بر روی راه پله های ورودی و دیگر مسیرهای عبور تخت جمشید برای محافظت از سنگهای بنا در مقابل فرسایش بود بدیهی است که فراهم شدن شرایط برای روییدن علف و قارچ بر
سنگ به فرآیند تبدیل سنگ به خاک نیاز است و آنگونه که عکسها گواهی می دهند
به مدد طرح راه پله های چوبی تخت جمشید این فرآیند در سنگهای دو هزار و
500 ساله تخت جمشید در مدت زمان سه و سال و نیم به ثمر نشسته است. لایه چوبی نه تنها موجب محافظت سنگهای تخت جمشیده نشده بلکه خود به عاملی برای تخریب آنها نیز بدل شده است " تخت جمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران
است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان هخامنشیان
بودهاست. قدیمیترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافتههای باستانشناسی مربوط
به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است". "آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون
تاریخی آمده است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه
رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز شد و سپس توسط
جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت بر اساس خشت
نوشتههای کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،
هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که
علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده میکردند. ساخت
این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید." به مدد راه پله های چوبی زیر پای مهمانان پادشاه هخامنشی که هر کدام پیشکشی بر دست دارند علف سبز شده است! تخت جمشید همه ساله چندین هزار بازدید کننده را به خود
جلب می کند که بازدیدهای فراوان از این بنای تاریخی امکان فرسوده شدن
سنگهای آن در زیر تردد بی شمار بازدیدکنندگان را فراهم می ساخت به همین
دلیل نیز بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد از حدود سه سال و نیم پیش یک
لایه چوبی را برای پیشگیری از فرسودگی سنگهای بنا در مسیرهای عبوری کاخ
نصب کرده است. مشابه این کار نیز برای جلوگیری از وارد آمدن آسیب در
بخشهایی از اهرام ثلاثه مصر و آکروپلیس یونان نیز اجرا شده است. اما طرح
اجرا شده در تخت جمشید نه تنها از سنگهای بنا محافظت نکرده بلکه خود نیز
به گونه ای دیگر به آن آسیب زده است. میزان فراوان رشد گیاهان در زیر این لایه چوبی در تخت جمشید و جمع شدن
و نگه داشت آب توسط چوبهای آن حاکی از ناموفق بودن طرح یا عدم اجرای درست
و کارشناسی این ایده است. به نظر می رسد باید جنس چوب به کار رفته در این
لایه محافظتی ضد رطوبت باشد اما عکسها و شواهد نشان می دهد چوبهای مورد
استفاده در تخت جمشید به شکل عجیبی جذب کننده آب بوده و حتی رطوبت خود را
تا سطح قابل ملاحظه ای نیز می پراکنند که این کار بهترین شرایط را برای
رشد گیاهان و به تبع آن قارچها فراهم می کند. رطوبت جذب شده توسط این
چوبها و عدم نظافت فضای زیر آن بهترین شرایط را برای رشد گیاهان بر روی
سنگهای این بنای تاریخی و در نتیجه تخریب سنگهای باستانی فراهم کرده است. در هر جایی از تخت جمشید که از این چوبها استفاده شده گیاهان مختلف رشد کرده اند ایده قرار دادن لایه چوبی برای محافظت از سنگهای نیز اگر
چه در بناهای تاریخی مهمی مانند اهرام ثلاثه مصر و آکروپلیس یونان نیز
اجرا می شود اما بدون تردید در آن محلها حداقلهایی مانند تمیزی و نظافت
زیر چوبها برای جلوگیری از رشد گیاهان و تخریب سنگها نیز رعایت می شود.
همچنین در این راه باید دست کم از چوبهای ضد آب و استاندارد استفاده کرد
تا رطوبت ناشی از آن موجب ایجاد تخریب و آسیب به سنگهای این بنای دو هزار
و 500 ساله و ثبت شده در فهرست آثار جهانی وارد نکند. خبرگزاری مهر از پاسخهای علمی و کارشناسی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد در این زمینه استقبال می کند. -------------------- گزارش : صدرا محقق





خبر را از رادیو فردا گرفته ام .
خبر را از ایسنای فارس گرفته ام . نشست تخصصی حفاظت و مرمت مجموعه جهانی پاسارگاد با حضور چرتی سفیر ایتالیا و
هیأت اساتید مرمت کشور ایتالیا، وزیر میراث فرهنگی کشور ایتالیا، دکتر بذرگر مدیر
کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس و جمعی از کارشناسان و اساتید مرمت در
روز چهارشنبه 5 اسفند ماه در پاسارگاد برگزار می شود. به گزارش خبرگزاري
دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، در این فعالیت ها و دستاوردهای پایگاه پژوهشی
پارسه، پاسارگاد، مطالعات باستان شناسی محوطه، مستند نگاری های مجموعه، مطالعات
زمین شناسی مجموعه، تاریخچه مرمت در پاسارگاد، گیاه شناسی منطقه پاسارگاد، سیستم
های بررسی فتوگرامتری استریون فتوگرامتری، بازیابی فضایی باغ شهر پاسارگاد، مطالعات
آسیب شناختی و استحکام بخشی نقش برجسته ها صخره ای، بررسی فرآیند تخریب سنگ های
آهکی در آرامگاه کوروش ناشی از تبلور نمک، فن شناسی، آسیب شناسی و ارائه طرح حفاظتی
سنگ نگاره انسان بالدار، پایش تغییرات ساختار آثار سنگی محوطه میراث جهانی
پاسارگاد، دلایل فرسودگی آثار معماری تاریخی و نمودها و شیوه های مداخله طی مقالاتی
توسط دکتر حسن طالبیان، پروفسور استفانو دمیکو، پروفسور مئوتیز یوماریوتینی،
پروفسور جوزینا و یلیانو، پروفسور آنتونلا آلتیری، پروفسور جوز پینا فاتزیو و مهندس
فرهاد زارع، مهندس حمیدرضا کرمی، مهندس نصیری، مهندس تقوی، مهندس زهرا سعیدی، مهندس
کاظمی به طی در چهار نشست تخصصی مطالعات خود را ارائه خواهند داد.

در ادامه این
نشست ها میزگرد کار گروه پروژه مدیریت و حفاظت از اشیاء موزه های برگزار خواهد شد.
بنا بر اين گزارش ادامه این کارگروه تخصصی بین المللی که با همکاری پژوهشگاه
میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، معاونت حفظ و احیاء و ثبت آثار این سازمان،
وزارت میراث و فرهنگ ایتالیا، پایگاه پژوهشی پارسه، پاسارگاد و اداره کل میراث
فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس برگزار می شود.
میزگرد کارگروه پروژه مدیریت
و حفاظت از اشیاء موزه ای و همچنين میزگرد تخصص کارگروه های کارشناسان ایتالیایی و
ایرانی و پیش نویس اولیه چهارچوب پروژه های مشترک حفاظت و مرمت پاسارگاد در روزهاي
روزهای 6 و 7 اسفند برگزار مي شود.
هشت ساله بودم که برای اولین بار نام " بهمن بیگی " را از زبان پدر شنیدم . گویی همین دیروز بود .
پنج شنبه عصری بود و رفته بودیم سیوند و طبق معمول سری به گلزار ( قبرستان ) و فاتحه ای برای درگذشتگان . بر سر قبر عموی بزرگم ( مرحوم کاظم کاظمی سیوندی ) حس کنجکاوی کودکانه ام گل کرد و پرسش ها از پدر آغاز که ایشان چکاره بوده اند و چرا فوت شده اند و چرا قبرشان شیراز نیست و دهها چرای دیگر و پدر هم با حوصله جواب می دادند .
آنجا بود که برای اولین بار دانستم مرحوم عمویم از جمله نخستین روستا زادگان دانش آموخته مدارس عشایری بوده است و بعدها هم بازرس همان مدارس می شود و همکار صدیق آقای بهمن بیگی . بعدها از حمید ( پسر عمویم ) شنیدم که با پسر جناب بهمن بیگی همکلاس بوده اند . چند سالی گذشت تا نخستین کتاب ایشان "بخارای من ، ایل من " چاپ شد ( بهار 1368 ) و یادم است که از کتاب فروشی آقای بلادی ( خیابان زند ) خریدم و همانروز هم خواندم .
بعدها در کتاب آقای علی سهرابی ( آموزش و پرورش در عشایر ایران ) نام مرحوم عمویم را در لیست دانش آموز معلمان دوره اول دانشسرای عشایری فارس سال تحصیلی 1337 - 1336 دیدم .
سال 1378 کارمند بنیاد فارس شناسی بودم که یک بعدازظهری پسر جوان و خوش برخوردی آمد بنیاد ( خانه زینت الملک ) و سلام و علیکی و چایی و صحبتمان گل کرد و معلوم شد "علی بهمن بیگی" است و پسر کوچک جناب بهمن بیگی و آشنایی دادم و شناخت و از کارم پرسید و خلاصه رفیق شدیم و معلوم شد منزل عمه شان همان نزدیکی ها ست .
بعد از آن هم لطف کرد و دو سه باری آمد و بیشتر صحبت از قشقایی بود و پژوهش من پیرامون " نقش قشقایی ها در تاریخ معاصر ایران " و بار آخر صحبت از کتاب جدید پدرشان شد ( "به اجاقت قسم" که هنوز چاپ نشده بود) و جالب اینکه نام افرادی که پدرشان در کتاب بنا به مصالحی به صراحت نیاورده بودند را برایم می گفت و قول داد کتاب که چاپ شد یک نسخه را بدهد پدر امضا کنند و بیاورد. چندی گذشت و کتاب چاپ شد ، ولی افسوس که دیگر "علی" نیامد . " علی" در بهار جوانی خزانش رسید .
مدتی بعد استاد احمد اقتداری به واسطه کمک به پروژه "دانشنامه خلیج فارس" ( کار ارزشمند آقای کمالی سروستانی که نمی دانم به کجا کشید ) شیراز بودند و بنده هم افتخار همراهی و شاگردی . فوت علی را شنیده بودند و قرار شد وقتی هماهنگ کنم و برویم دیدار جناب بهمن بیگی . زنگ زدم و ساعتی مشخص شد و رفتیم .
تسلیت گفتیم و ایشان صحبت از خاطرات گذشته کردند که در کتاب جدید آورده اند و به خوبی یادم است وقتی خودم را معرفی کردم حالشان عوض شد و خوشحال شدند و جویای احوال بستگان و با گفتن چند خاطره از تلاش های مرحوم عمویم قدردانی کردند و در پایان هم گفتند " کاظم کاظمی عزیز من بود ". موقع خداحافظی کتاب جدیدشان را به رسم هدیه به استاد اقتداری و بنده مرحمت کردند . در ماشین کتاب را نگاه می کردم . امضا شده بود ! علی به قولش عمل کرده بود . یادش به خیر
دوستی در مورد مطلب پیشین نظری گذاشته بودند که باعث شد سری به وبلاگشان
بزنم و مطلب زیر را تحفه آورم .ایشان آقای رضا حاصلی و نشانی وبلاگشان هم این
است .
http://rezahasseli.blogfa.com
"دبستان شعله"
آنروز که بعد از سالها فرار از بافت قدیمی شیراز، به دیدن آن بخش از شهر که دوران کودکی و نوجوانی خود را در آن سپری کرده بودم بر حسب اتفاق رفتم حالم گرفته شد. پیش خود گفتم برم و مدرسه ابتدایی خود "دبستان شعله" را ببینم که بعد از ۳۵ سال در چه حالی است. وقتی که از دروازه کازرون به سمت "سنگ سیاه" و کوچه های قدیمی اطراف "مسجد مشیر" رفتم و بالاخره به محلی رسیدم که زمانی "دبستان شعله" و مدرسه دخترانه "بی بی دختران" در آنجا بود خشکم زد! دیگر اثری از آن دو مدرسه نبود.
من سال ۱۳۵۳ رفتم کلاس اول ابتدایی و به جز کلاس دوم ابتدایی تمامی دوران ابتدایی را در این مدرسه گذراندم. یادش به خیر قیافه مدیر این دبستان آقای شمس هنوز در ذهنم مجسم است. همیشه با کت و شلوار و کراوات و قیافه ای شیک (که امروزه کمتر می توان دید) در مدرسه حاضر می شد. ناظم ما چندین بار عوض شد دو نفر از آنها بیشتر توی ذهنم مانده اند، مرحو م شفیعی و آقای نوشیروان.
مرحوم شفیعی از آن نوع ناظم هایی بود که بیشتر اوقات یک تکه چوب یا زنجیر ظریفی برای تنبیه متخلفین از قوانین مدرسه به همراه داشت. همه به شدت از او حساب می بردند. یادم است که هر وقت کسی خطایی مرتکب می شد و او فرد خاطی را در کلاس پیدا نمی کرد یا کسی لو نمی داد، دست به کار تنبیه گروهی می شد و همگی کف دستی جانانه ای از او نوش جان می کردیم.
در آن سالها در مدارس تغذیه رایگان می دادند. شیر پاکتی، لوبیاگرم، نان و کره و شکر و موز و چیزهای دیگر. یادم هست که اولیای مدرسه همیشه اصرار داشتند که بچه ها حتما تغذیه خود را در مدرسه بخورند چون متوجه شده بودند که بعضی یواشکی تغدیه خود را از مدرسه خارج کرده به دکان های زیر بازارچه نزدیک مدرسه می فروختند!
موقع پایان زنگ تغذیه و به صف شدن بچه ها برای ورود به کلاس ها، ناظم بچه هارا تفتیش می کرد که مبادا کسی تغذیه خود را نخورده باشد و اگر کسی با این وضع پیدا می شد سر و کارش با چوب و زنجیر ناظم بود. فکر نکنید که آنجا سلاخ خانه بود نه اینها همه تصورات یک بچه هفت ساله آن دوران از شیوه تنبیه آن زمان است وگرنه من یقین دارم که آن مرحوم و سایر کادر زحمت کش دبستان در آن زمان از بهترین و دلسوز ترین مردم آن روزگار بودند.
آقای دینکانی "بابای" دبستان شعله هم برای خود برو و بیایی داشت و یادم هست که صبح ها قبل از به صف شدن بچه ها نوار قران عبدالباسط را از بلندگوی مدرسه پخش می کرد. پسر خودش هم دانش آموز همین مدرسه بود و برای خود اعتباری کسب کرده بود.
پشت این مدرسه یک مدرسه دخترانه بود به نام "بی بی دختران" البته اگر نام آنرا اشتباه ننوشته باشم. در حیاط این مدرسه یک بنای تاریخی قدیمی بود به همین نام. یک بنای آجری بایک گنبد آجری بزرگ که ما بچه ها حسابی در آن زمان از آن می ترسیدیم و بین ما شایع شده بود که در آن گنبد اسکلت آدمیزاد قرار دارد!
در دبستان شعله، معلم کلاس اول من خانم خرمی، معلم کلاس سوم من خانم سراجی، معلم کلاس چهارم آقای سلیمی و معلم کلاس پنجم من که مصادف با دوران انقلاب بود آقای مظلوم پور بود که یادم هست یک روز از ساواک یا جای دیگر آمدند و با توسری بردندش!
در این مدرسه خاطرات پایدار متعددی دارم که شاید بعد ها آنها را هم بنویسم اما اینها شاید خیلی مهم نباشد. آنچه مهم است این است که دیگر اثری از "دبستان شعله" نیست که نیست.
همانگونه که در عکسهای زیر مشخص است شهر داری اخیرا زحمت کشیده و این دو مدرسه قدیمی را برای توسعه بقعه بی بی دختران خراب کرده و به این صورت تمام آن محیطی که دوران شیرین کودکی من و بسیاری دیگر در آن سپری شده بود را به دهلیز فنا انداختند.
در گوشه کوچه بیرون دبستان منزل یکی از همکلاسیهایم قرار داشت که فامیلش اسدی بود، گویا این خانه میراث فرهنگی بوده و ما خبر نداشتیم آنهم از نوع وارونه اش! به عکسهای زیر نگاه کنید:
خبر از سایت ایرانیان انگلیس است .
موج - شب جمعه در پرواز هواپيماي بوئينگ 757 يك شركت هواپيمايي داخلي از مقصد تهران به جزيره كيش، از واژه جعلي خليج عربي براي معرفي خليج فارس استفاده شد.
اين شركت ايراني ، هواپيماي خود را از يونان و با خدمه يوناني اجاره كرده است.
در اين پرواز و در اقدامي مشكوك به دستور "جورج سيانا سر مهماندار خارجي اين پرواز" بر روي صفحه مانيتورهاي مسافران كه موقعيت هواپيما را در طول پرواز نشان مي داد، از واژه غير واقعي درياي عربي به جاي معرفي خليج فارس استفاده شد.
اين اقدام اعتراض مسافران حاضر در اين پرواز را بر انگيخت، اما جالب اينكه سر مهمانداري كه خود را اهل كشور يونان معرفي كرد با زبان انگليسي به جاي عذر خواهي به برخورد بسيار شديد و تهديد معترضان به بازداشت پرداخت.
خلبان اين پرواز نيز كه خارجي بود، نسبت به اين اتفاق هيچ گونه واكنشي از خود نشان نداد. همچنين مسوولين داخلي اين پرواز نيز در رابطه با اين اتفاق عكس العملي نداشتند.
پيش از اين بارها رسانه هاي غربي و عربي از واژه مجهول و غير واقعي "خليج عربي" به جاي "خليج هميشه فارس" استفاده كرده بودند كه اين اقدام آن ها خشم ميليون ها ايراني را بر انگيخته بود.
با توجه به رفتار سوء اين سرمهماندار ، انتظار مي رود مسوولان سازمان هواپيمايي نسبت به اين موضوع رسيدگي كند.
مهماندار يوناني پرواز شماره 7081 هواپيمايي كيشاير به دليل رفتار ناشايست در پرواز تهران به مقصد كيش صبح امروز از كشور اخراج شد.
غلامرضا رضاييان رئيس پليس مهاجرت و اتباع خارجي ناجا با اشاره به بياحترامي مهماندار يوناني پرواز شماره 7081 هواپيمايي كيشاير از تهران به مقصد كيش به مسافرين در پي اعتراض به واژه مجعول خليج عربي در اين پرواز اظهار داشت: مهماندار يوناني شركت هواپيمايي كيشاير با هماهنگي مديرعامل اين شركت در ساعت 21 شب گذشته، شنبه 1 اسفندماه به پليس مهاجرت و اتباع خارجي مستقر در كيش احضار و به دليل رفتار ناشايست و اقدام غيرمسئولانه به استناد بخش 3 بند ج ماده 2 و 3 قانون ورود و اقامت اتباع خارجي پروانه اقامتش باطل شد.